آی قصه، قصه قصه نون و پنیر و پسته

پیرزن می گه: ابر تو چقد ظالمی. ابر می گه: من اگه ظالم بودم باران از من نمی بارید. پیرزن می گه: باران تو چقد ظالمی. باران می گه: من اگه ظالم بودم علف سبز از من نمی روئید. پیرزن می گه: علف تو چقد ظالمی. علف می گه: من اگه ظالم بودم گوسفند منو نمی خورد. پیرزن می گه: گوسفند تو چقد ظالمی. گوسفند می گه: من اگه ظالم بودم قصاب سر مرا نمی برید. پیرزن می گه:  قصاب تو چقد ظالمی. قصاب می گه: من اگه ظالم بودم گربه گوشت منو نمی خورد. پیرزن می گه: گربه تو چقد ظالمی. گربه می گه: ظالمم و ظالمم، رو کرسی ییلاقمه، زیرکرسی قشلاقمه، هر چی ننه  بپزه، کاچی و خاگینمه.

/ 0 نظر / 49 بازدید