یوسف عزیزى بنى‌طرف و سلیمه فتوحى : سلیمان نبی و جغد

سلیمان خندید و پرسید: تعداد کدام یک را بیشتر دیدی، روزها یا شب‌ها را؟ جغد گفت: به‌نظر من تعداد روزها بیشتر از شب‌ها است زیرا وقتى که مهتاب باشد شب مثل روز، روشن است. سلیمان پرسید: که اینطور،‌خب! حالا بگو که سنگ در دنیا بیشتر است یا گِل؟ جغد گفت: سنگ از گل بیشتر است زیرا یک کلوخ گل به محکمى سنگ نیست. سلیمان گفت: حالا از مرد و زن برایم بگو، آیا تعداد مردها از زن‌ها بیشتر است؟ جغد گفت: یا سلیمان. خیر، زن‌ها خیلى بیشتر از مردها هستند. زیرا وقتى مردى تسلیم خواسته‌هاى زن خود مى‌شود چیزى جز یک زن نیست!

سلیمان پرسید: بنابراین من که قصد دارم پرهاى همه پرندگان را بچینم تا یک قالیچه قشنگ و یک رختخواب نرم براى همسرم بسازم یک زن به‌شمار مى‌روم؟ جغد گفت: همین‌طور است، شما مى‌توانستى درباره خواسته همسرت چند و چون کنى، نه اینکه دستور او را اجراء کنی. حضرت سلیمان نبی پرندگان را مخاطب قرار داند و فرمودند: فرزندان من بروید! شما آزادید! هر یک از شما هرجا بخواهد مى‌تواند پرواز کند! و بدین‌سان آنها را آزاد کرد و به همسر خود گفت: به زودى به شما اجازه مى‌دهم موهاى ریشم را بچینى اما دیگر اجازه نمى‌دهم یک کلمه راجع‌ به چیدن پر پرندگان بگوئی.

پیام داستان برای خانم ها: قرار نیست همیشه جف شیش بیاد.

پیام داستان برای آقایان: دستت رو بگیر به زانوت! از خودت مایه بذار.

پیام داستان برای بچه ها: حیوان آزاری کار زشتی است.

پیام داستان برای جوانان: همانند سازی با جغد جوان و زرنگ.

پیام داستان برای ...

/ 0 نظر / 153 بازدید