محمد (فریدالدین) عطار نیشابوری : تذکره الاولیاء

 

نقل است که مریدی، شیخ بایزید را به خواب دید. گفت: از منکر و نکیر، چون جستی؟ گفت: چون آن عزیزان از من پرسیدند، گفتم: شما را از این سوال، مقصود بر نیاید، به جهت آنکه اگر گویم خدای من اوست، این سخن از من هیچ نبود. لیکن باز گردید و از او بپرسید که من او را کیم؟ آنچه او گوید، آن بُوَد که اگر من صد بار گویم خداوندم اوست، تا او مرا بنده خود نداند، فایده نبود!

/ 0 نظر / 33 بازدید