شارژ ایرانسل

فال حافظ

maseH : هر روز یه پیک، دو پک، سه پست، داستان!

شتر، گاو، قوچ و یک دسته علف

کلمات کلیدی :

 

شتری با گاوی و قوچی در راهی می‌رفتند. یک دسته علف شیرین و خوشمزه پیش راه آنها پیدا شد. قوچ گفت: این علف خیلی ناچیز است. اگر آن را بین خود قسمت کنیم هیچ کدام سیر نمی‌شویم؛ بهتر است که توافق کنیم هر کس که عمر بیشتری دارد، او علف را بخورد. زیرا احترام بزرگان واجب است. حالا هر کدام تاریخ زندگی خود را می‌گوییم، هر کس بزرگتر باشد علف را بخورد.


اول قوچ شروع کرد و گفت: من با قوچی که حضرت ابراهیم بجای حضرت اسماعیل در مکه قربانی کرد در یک چراگاه بودم. گاو گفت: اما من از تو پیرترم، چون من جفت گاوی هستم که حضرت آدم زمین را با آنها شخم می‌زد. شتر که به دروغهای شاخدار این دو دوست خود گوش می‌داد، بدون سر و صدا سرش را پایین آورد و دستة علف را به دندان گرفت و سرش را بالا برد و در هوا شروع کرد به خوردن. دوستانش اعتراض کردند. او پس از اینکه علف را خورد گفت: من نیازی به گفتن تاریخ زندگی خود ندارم. از پیکر بزرگ و این گردن دراز من چرا نمی‌فهمید که من از شما بزرگترم. هر خردمندی این را می‌فهمد. اگر شما خردمند باشید نیازی به ارائة اسناد و مدارک تاریخی نیست.

مولانا در داستان بخوبی نشان داده که همه ی ما آدم ها بنا به نیاز هایی که داریم هر روز با افرادی در محل کار، تحصیل، خیابان، مترو، مغازه و ... در ارتباط هستیم. گاهی در اولین برخورد یا اولین نگاه احساس بدی به ما دست می دهد و همین باعث می شود ادامه ارتباط باعث بحث و جدل شود و به هر دلیلی به مقصودمان نرسیم. گاهی پاک کردن سئوال یا قطع ارتباط راه حل مشکل نیست. هر فردی مدل شخصیتی ویژه خود را دارد. شخصیت کمال گرا، امداد رسان و مهربان، موفقیت طلب و احساسی. هدف اصلی شناخت درست فنوتیپ شخصیتی افراد است و اینکه چگونه با هر فردی ارتباطی موثر برقرار کنیم.