شارژ ایرانسل

فال حافظ

maseH : هر روز یه پیک، دو پک، سه پست، داستان!

الکساندر ایسایویچ سول‍ژنیتسین: آتش و مورچه

کلمات کلیدی :

 

من تیرک چوبی گندیده ای را در آتش انداختم، در حقیقت نمی دانستم که در آن انبوه مورچه ها لانه کرده اند. تیرک چوبی شرق، شرق کرد، مورچه ها سرازیر شدند و در ناامیدی پا به فرار گذاشتند، در حالیکه در زبانه های آتش می سوختند به بیرون می گریختند و در خود می پیچیدند. تیرک چوبی را برداشتم و به گوشه ای انداختم. مورچه های زیادی نجات یافتند، آنها بر روی شنها و میوه های سوزنی کاج می دویدند.


اما عجیب بود، آنها از آتش نمی گریختند. به سختی بر ترس خود چیره شدند، به عقب برگشتند و روی برگرداندند. قدرتی آنها را به عقب می کشید، به وطن ترک شده شان. بسیاری از آنها چنین بودند، آنهایی که به تیرک چوبی در حال سوختن برگشتند، سراسیمه به سوی او می دویدند و همانجا می مردند.