شارژ ایرانسل

فال حافظ

maseH : هر روز یه پیک، دو پک، سه پست، داستان!

نوع نگاه به زندگی

کلمات کلیدی :

 

در مدرسه ای پسر باغبانی به خاطر هوش، ذکاوت و احساسی که داشت، استادش به او توجه زیادی می کرد. بقیه شاگردان مدرسه که اکثراً از خانواده های مرفه و ثروتمند بودند، از این وضعیت چندان راضی نبودند و در سخنان خود گاهی اوقات پسر باغبان را مورد تمسخر قرار می دادند. در کنار مدرسه دریاچه ای زیبا بود که در اطراف آن، ساقه های خیزران و نی های بامبو تا ارتفاع چند متری قد کشیده بودند. روزی در مدرسه بار دیگر صحبت پسر باغبان، آرامش، وقار و متانت او مطرح شد و دوباره شاگردان از نظر مساعد استاد نسبت به او اظهار گله مندی کردند.


استاد تبسمی کرد و خطاب به جمع گفت: تفاوت شما و این پسر در نوع نگاهی است که به زندگی دارید. برای اینکه این تفاوت را همین الان احساس کنید، برایم بگویید که نی های بامبو کنار دریاچه دهکده برای چه آفریده شده اند؟ یکی از شاگردان گفت: این نی ها بی فایده و به درد نخورند و باعث شده اند سطح زیبای دریاچه از نظرها دور شود و پرنده ها و قور باغه ها در لا به لای آنها خانه کنند. من اگر می توانستم ، تمام این نی ها را می سوزاندم و چشم انداز زیبای دریاچه را در مقابل چشمان اهالی دهکده، مسافران و رهگذران قرار می دادم .

بدین ترتیب زیباییهای طبیعی دهکده باعث جذب جهانگردان بیشتری به دهکده می شد و اینجا رونق اقتصادی بیشتر پیدا می کرد. شاگرد دیگری گفت: من می دانم این نی های کنار دریاچه برای چه آفریده شده اند. آنها خلق شده اند تا مردم دهکده از این نی ها برای ساختن سقف منزل، انبارها و نیز قایق های تفریحی استفاده کنند. از سوی دیگر، خُنکی و رطوبت دریاچه را به سوی دهکده می آورند و آب و هوای آن را معتدل می کنند. بنابراین از لحاظ اقتصادی چندان هم بی فایده نیستند.

استاد تبسمی کرد و رو به پسر باغبان کرد و گفت: نظر تو چیست ؟ پسر باغبان سرش را پایین انداخت و گفت: نی های بامبو در کنار دریاچه، شبانه روز ایستاده اند؛ آنها منتظرند تا نسیمی بیاید و از لا به لای آنها عبور کند و آنها به صدا درآیند. وقتی نسیمی از لا به لای یک نی بامبو عبور می کند و نی، به نوا در می آید، او به هدف خود از زندگی رسیده است. بعد از آن هر اتفاقی که برای بامبو بیفتد، دیگر برایش مهم نیست.
استاد به سوی شاگردان بازگشت و خطاب به آنها گفت: همه ی شما، انسان را به عنوان مرکز دایره هستی در نظر گرفتید و بقیه موجودات عالم را در خدمت خود تصور کرده اید و از پنجره منفعت خود به عالم نگاه کردید، اما این پسر تنها کسی بود که از دید بامبو به این سوال نگاه کرد. کدام یک از شما به معرفت کائنات نزدیک تر است ؟