شارژ ایرانسل

فال حافظ

maseH : هر روز یه پیک، دو پک، سه پست، داستان!

اکتاویوز پاز: دیالکتیک تنهایی

کلمات کلیدی :

 

همه انسان‌ها، در لحظاتی از زندگیشان، خود را تنها احساس می کنند. انسان یگانه موجودی است که می داند تنهاست و یگانه موجودی است که در پی یافتن دیگری است. طبیعت او، میل و عطش تحقق بخشیدن خویش در دیگری را در خود نهفته دارد. انسان در باز جستن روزگار وصل است. بنابر این آن‌گاه که او از خویشتن آگاه است از نبود آن دیگری یعنی از تنهایی اش هم آگاه است. ما همه نیروهایمان را به کار می گیریم تا از بند تنهایی رها شویم. برای همین، احساس تنهایی ما اهمیت و معنایی دوگانه دارد: از سویی آگاهی برخویشتن است، و از سوی دیگر آرزوی گریز از خویشتن!


تنهایی از ویژگی‌های بزرگسالی نیست. زمانی که انسان به مبارزه با دیگران یا چیزها می‌پردازد، در کارش غرق می‌شود، خود را در خلاقیتش، یا در ساختن اشیاء، اندیشه‌ها و نهادها به فراموشی می‌سپارد. آگاهی شخصی او با آگاهی شخصی دیگران یکی می‌شود؛ زمان معنا و هدف پیدا می‌کند و بدین ترتیب بدل به‌ تاریخ می‌شود با معنا و زنده که گذشته‌ای و آینده‌ای دارد. یگانگی ما که ناشی از این واقعیت است که در زمان واقع شده‌ایم، زمانی خاص که از خود ما ساخته شده است و درعین این که ما را می‌بلعد، به ما توان و هویت می‌دهد.

جان آئوگی می گوید: خداوند انسان ها را به آب های عمیق می برد. نه به خاطر غرق شدن بلکه به خاطر تطهیر شدن. زندگی عشق است افسانه نیست آنکه عشق را آفرید دیوانه نیست. عشق آن نیست که هر لحظه کنارش باشی عشق آن است که پیوسته به یادش باشی. مهم‌ترین هنر زندگی، این است که در حقیقت جای درست هر‌چیز را پیدا کنیم. در داستان زندگی، رنگین کمان پاداش کسانی ست که تا آخرین لحظه زیر باران مانده اند.