شارژ ایرانسل

فال حافظ

maseH : هر روز یه پیک، دو پک، سه پست، داستان!

ابراهیم تسلیم امر خداوند

کلمات کلیدی :

 

پس از آن که سارا نتوانست فرزندی به دنیا آورد، خود به حضرت ابراهیم درود و رحمت خداوند بر او باد، پیشنهاد داد که کنیزشان هاجر را به همسری اختیار کند، باشد که از او صاحب فرزندی شود. چرا که سارا رابطه ی بسیار خوبی با هاجر داشت و او را بسیار دوست می داشت. ابراهیم پذیرفت و پس از ازدواج با هاجر، صاحب پسری شد به نام اسماعیل.


حسادت سارا نسبت به بچه دار شدن هاجر و محبت زیاد ابراهیم به اسماعیل او را غمگین و ناراحت می نمود. سارا از ابراهیم درخواست کرد که هاجر و ابراهیم را از نزد خود براند. ابراهیم از خدا درخواست کمک کرد. خدا به او گفت که ناراحت نباشد و همانگونه که همسرش به وی گفت رفتار کند. ابراهیم هاجر و اسماعیل را از شهر خارج کرد. راهی بیابان های خشک و بی آب و علف شد. در بیابان های مکه بودند که ندا آمد: همینجا زن و فرزند خود را رها کن و برگرد. ابراهیم زن و فرزند خود را به خدا سپرد و برگشت. از آن جا که هاجر مطیع امر خدا بود، اعتراضی نداشت!