شارژ ایرانسل

فال حافظ

maseH : هر روز یه پیک، دو پک، سه پست، داستان!

وین دایر : گفتم عشق!

کلمات کلیدی :

 

 

گفتم: هنوز چیزی درباره عشق از شما نپرسیده ام. گفت: شما این موضوع را به این دلیل مطرح میکنید که اعتقاد دارید، به من علاقمندید و می ترسید هر لحظه شما را ترک کنم. درسته؟ گفتم: بله. درست است. از همان لحظه نخست که شما را دیدم شیفته و دلباخته شما شدم. این عشق خاص است و با قیافه و ظاهر شما ارتباطی ندارد. از این که امروز مرا ترک می کنید بسیار دلگیرم. زیرا من شیفته جمال باطنی و زیبایی روحی شما هستم، فکر بیرون رفتن شما از زندگیم بسیار دردناک است.


گفت: اگر از عشق چنین تعریفی داشته باشید هرگز به سر منزل مقصود نخواهید رسید. زیرا این عشق مستلزم حضور محبوب است. برای ارضاء این عشق باید من فردی و یا چیزی دیگر وجود داشته باشد. اما عشق پدیده ای درونی است. در ژرفای وجودتان آشیانه دارد. در اختیار شماست تا آن را بر حسب تمایل به هر کس و یا هر چیز پیشکش کنید. عشق راستین جریانی یکسو بوده و از هیچ قید و شرطی تاثیر نمی پذیرد. انتظار دریافت عشق به خاطر عرضه آن عشق نیست نوعی داد و ستد است. هرگونه تقاضا و چشم داشت در قبال ایثار عشق شور و حرارت آن را تا پایین ترین سطح ممکن کاهش میدهد.

وقتی انگیزه شما زمینی ها برای ایثار عشق از انتظار و تقاضا سرچشمه گیرد چه جای تعجب که زندگیتان این همه سرد و بی روح به نظر برسد. شما باید بینش مکدر خود را در باره عشق صاف و شفاف کنید گرمای مهر و محبت باید از طریق شما به پیرامونتان ساطع شود. بدون هیچ گونه چشم داشت و یا اندکی توقع همه را در بر گیرد. بیشتر شما زمینی ها نسبت به عشق حسود و انحصار طلبید و هر کجا که حسادت، چشم داشت و انحصار طلبی دامن بگسترد دیگر نشانی از عشق نخواهد بود. عشقی که به تملک گرایی معطوف باشد تقاضا و چشم داشت بوجود میاورد تملک گرایی در عشق محبوب شما را فراری میدهد و رابطه متقابل را از خشم و ترس و تلخ کامی سرشار میسازد. گفتم: چگونه ممکن است که ما بدون چشم داشت از عشق بهره مند شویم؟ مردم به طور قطع جویای عشق متقابلند در غیر این صورت این راهی یکطرفه است!

گفت: عشق در ژرفای درونتان آشیان دارد. این عشق از آن شماست تا آن را بپرورانید. از آن لذت ببرید و بر حسب میل و اختیار به دیگران ارزانی کنید. این اصل در مورد دیگران نیز صادق است. اگر کسی را که دوستش دارید بر حسب میل شما واکنشی برابر نشان نداد وی را ملامت نکنید. او در ارسال عشق به هر شکل و شیوه و یا حتی خودداری از آن صاحب اختیار است. بی تفاوتی او جریان عشق را بند نمی آورد. اگر در برابر ایثار عشق چشم انتظار دریافت آن باشید و در این زمینه پافشاری کنید در واقع قابلیت خود را برای دوست داشتن در دستان دیگران قرار داده اید.

گرچه پذیرفتن این نکته دشوار است اما عشق راستین بر این پایه استوار است. عشق نباید مقید و مشروط باشد و چشم داشت و تقاضایی را یدک بکشد. شما باید با مشاهده شادابی و شادی دیگران سرمست شوید و در برابر ارسال عشق چیزی تقاضا نکنید. در حقیقت تنها افرادی که خود را میشناسند  و از ارسال مهر و محبت یک جانبه پروا و هراسی ندارند شایسته دریافت عشق راستین هستند.

بعلاوه عشق پیش از آنکه به کسی عرضه شود باید در اندرون خود شما باشد. به بیانی دیگر تنها زمانی میتوانید داستان عشق را به دیگران عرضه کنید که خود از آن بهره مند باشید. پس هر زمان احساس عشق نسبت به خویش را در سراچه دلتان حس کردید البته نه آنچنان که در افسانه هاست، میتوانید آن را با جهانیان سهیم شوید. عرضه عشق بدون قید و شرط هر مساله ای را حل و فصل میکند. بدون چشمداشت عرضه عشق به افرادی که محبت را از دیگران دریغ میکنند آسان است.

در چنین شرایطی بدون توجه به روابط نامطلوب گذشته و یا خصومت دیرینه  به همه انسانها و هر چه پیرامون شماست انرژی و حرارت و عشق میبخشید .همه محتاج عشق و محبتند و تنها در پرتو عشق تعالی و تکامل میابند.تنها افرادی که بدون قید و شرط عشق می پراکنند میتوانند عشق راستین را در ژرفای دل خویش تجربه کنند. گفتم: آیا منظورتان این است فردی که بدون قید و شرط مهر و محبت به دیگران ارزانی میکند نخست باید رابطه ای سرشار از عشق و محبت با خود داشته باشد؟آیا این نوعی غرور و خود خواهی نیست؟

گفت:دوست من !موضوع بسیار ساده است.وقتی خودتان چیزی را نداشته باشید چگونه خواهید توانست آن را به دیگران عرضه کنید؟افرادی که عشق بدون قید و شرط را در طبق اخلاص میگذارند و به همگان تقدیم میکنند حتی افرادی را که در حقشان ناجوانمردی و بی عدالتی روا داشته از این عشق بی نصیب نمیگذارند و اگر همه مردم این راه را برای ارسال عشق بیاموزند دشمنی و کینه توزی و خصومت برای همیشه از این سیاره ریشه کن خواهد شد.

آری.عشق راه حل هر مسئله و نوشداروی هر ناخوشی است ولی متاسفانه اغلب شما به خاطر بی خبری از اصول حاکم بر زمین با اوصاف بی ربط و بی معنی عشق را تحریف کرده و از چشم اندازی مکدر و مغشوش به آن مینگرید برای این که عشق را نسبت به هر کس یا هر چیز دز محک سنجش گذارید و عیار آن را بسنجید ببینید افرادی که نسبت به مهر و محبت شما بی احساس و بی تفاوتند را چقدر دوست دارید.

گفتم:منظورتان این است که اگرمن رابطه ای سرشار از عشق با خودم داشته  باشم  زندگیم مملو از عشق و محبت و هیجان شده و جای خالی شما را در زندگیم حس نخواهم کرد؟ گفت: چگونه ممکن است چیزی را که حس میکنید جایی دیگر به جز درونتان باشد.گفتم: درست است اما چقدرخوب بود که اینجا می ماندید و این عشق را با من سهیم میشدید.گفت: اما این احساسی که درباره اش صحبت میکنید عشق نیست زیرا مستلزم حضور من در اینجاست و این سرچشمه تمام افکار اشتباهی است که در تمام طول این مدت در باره اش صحبت کردیم. گفتم: بنابراین باید بروید؟ گفت:بله.