شارژ ایرانسل

فال حافظ

maseH : هر روز یه پیک، دو پک، سه پست، داستان!

داستان دو بذر

کلمات کلیدی :

 

 در بهار دو تا بذر در خاک حاصل‌خیز کنار هم نشسته بودند اولین بذر گفت: می‌خواهم رشد کنم. می‌خواهم ریشه‌هایم را در خاک زیر پایم بدوانم و ساقه‌هایم را از پوسته‌ی خاک بیرون بکشم. می‌خواهم غنچه‌های لطیفم را باز کنم و نوید فرا رسیدن بهار را بدهم، می‌خواهم گرمای آفتاب را روی صورتم و لطافت شبنم صبحگاهی را روی گلبرگ‌هایم احساس کنم! و رشد کرد و قد برافشت. آنین نین می گوید: زندگی به تناسب شهامت آدمی، گسترش یا فروکش می‌کند.