شارژ ایرانسل

فال حافظ

maseH : هر روز یه پیک، دو پک، سه پست، داستان!

داستان قدر

کلمات کلیدی :

 

 

قدر، اندازه و مقدار، فرا رسد در آن شب هر حادثه و کاری که باید واقع شود، و آن بر اساس حکمت از یکدیگر مجزا و مشخص و هر کدام در ظرف زمان و مکان معلومی به وقوع پیوندد! دل هوای پرواز کند، چشم بهانه ی باریدن گیرد، زبان زمزمه ی نیایش، دست ها تشنه ی دعا، نسیم رحمت ربانی وزیدن گیرد، ابرهای فاصله کنار روند و روح انسان سبز شود، فرشتگان برای نیایش بال گسترانند و دل هوای عرش کند. آن شب که نامیدش قدر!


منزهى، اى که نیست معبودى جز تو، فریاد، فریاد، بِرَهان ما را از آتش اى پروردگار من.

آن شب هنگامه ی شکفتن و رنگ و بوی خدایی گرفتن است. فرصت خلوت انس، قنوت، پرواز بر فراز گلدسته ها و به خدا پیوستن است. بهانه ای است تا حنجره را در تلاوتِ فرقان تطهیر کنی، در آسمان، اوج گیری و زنگار دل در شط جوشن کبیر شست و شو دهی. فرصتی است برای دل که در چشمه ی زلال بندگی تطهیر شود، برای قلب که با یاد حضرت دوست صفا گیرد، برای نفس که با تقوا مهار شود، برای فکر که به غیر معشوق نیندیشد. هنگامه ی دیدار با معبود است و گاه یاد. گاه حضور در نور. فرصت شادمانی تن و طراوت جان. فصل شکفتن و ذکر گفتن، فصل جوانه زدن و جوان شدن، فصل بهاری شدن و جاری شدن. زمان دعا و دعوت و اعطای رحمت. فرصت آموزش و توبه و بازگشت به سوی خداست. آن شب که نامیدش قدر!

منزهى، اى که نیست معبودى جز تو، فریاد، فریاد، بِرَهان ما را از آتش اى پروردگار من.