شارژ ایرانسل

فال حافظ

maseH : هر روز یه پیک، دو پک، سه پست، داستان!

فرانتس کافکا : قصه‌ی کوچک

کلمات کلیدی :

 

موش می گفت: افسوس! دنیا روز به روز تنگ‌تر می‌شود. سابق جهان چنان دنگال (وسیع) بود که ترسم می گرفت. دویدم و دویدم تا دست آخر هنگامی که دیدم از هر نقطه‌ی افق دیوارهایی سر به آسمان می‌کشد، آسوده خاطر شدم. اما این دیوارهای بلند با چنان سرعتی به هم نزدیک می‌شود که من از هم‌ اکنون خودم را در آخرِ خط می‌بینم و تله‌یی که باید در آن افتم، پیش چشمم است. چاره‌ات در این است که جهت‌ات را عوض کنی. گربه در حالی که او را می‌درید چنین گفت!


آیا تاکنون به این موضوع فکر کرده اید که چرا کودکان به قصه یا داستان علاقه دارند و چرا برای آنها قصه می گوییم؟ وقتی شما به عنوان گوینده ی داستان، افکار خود را در قالب حکایتی شنیدنی به شنونده عرضه می دارید، به گفتارتان قصه یا داستان گفته می شود؛ فرقی هم نمی کند که این گفتار جنبه ی واقعی داشته یا از تخیل شما سرچشمه گرفته باشد. در حقیقت کودک در دل همین افسانه ها با مقررات و هنجارهای اجتماعی و دستورالعملهای زندگی آشنا می شود. توانایی چگونگی روبرو شدن با مشکلات و یافتن راه حل برای آنها را پیدا می کند. با الگوهای رفتاری در گروهها و طبقات مختلف اجتماعی آشنا می شود.

دانش و اطلاعات گوناگون را به شیوه ای گیرا و غیرمستقیم، کسب می کند. از شخصیت های قصه، تأثیر می پذیرد. قدرت فهم و بیان و خلاقیت در او تقویت می گردد. گنجینه واژگان در او افزایش می یابد و زبان را بهتر یاد می گیرد. به این ترتیب می بینید که قصه گفتن برای کودک نه تنها بی فایده نیست بلکه به رشد معنوی او کمک شایانی می کند. پس با کودک بیشتر صحبت کنیم با زبانی شیرین و کودکانه و درنهایت منطقی، سخن بگوییم تا دلش را به دست آوریم و بتوانیم تأثیر مثبتی بر او داشته باشیم.