شارژ ایرانسل

فال حافظ

maseH : هر روز یه پیک، دو پک، سه پست، داستان!

هانس کریستین اندرسن : جوجه اردک زشت

کلمات کلیدی :

 

به دنیا آمد، جوجه‌اردک بود، زشت و متفاوت. زشت‌تر از همه‌ی جوجه‌های طویله. چقدر زشت‌ها را دوست ندارند جوجه مرغ‌ها و جوجه خروس‌ها. همین که شبیه‌شان نبود، با او بازی نمی‌کردند. به پر و بالش نوک می‌زدند و می‌خندیدند به زشتی‌اش، حتی بوقلمون‌های زشت و الاغ‌های بارکش. چقدر از تفاوت‌هایش ناراحت بود، چقدر خودش را دوست نداشت. چقدر از آفرینشش ناراضی بود. چقدر دوست داشت مرغ‌ها و خروس‌ها دوستش داشته باشند و جوجه‌ها هم‌بازی‌اش شوند در طویله‌ ی تاریک و سرد. تمام آرزویش همین بود. تنها بود، خیلی تنها. فکر می‌کرد کم است برای این طویله و چقدر طویله کم بود برای او. همین‌که دوستش نداشتند، همین‌که هیچ دوستی نداشت، همین‌که زشت بود، همین‌که تنها بود.


همین شد که رفت، از طویله‌ به آن‌سوی جنگل‌های انبوه و باز تنها شد، خسته و گرسنه. چقدر احساسِ بدبختی می‌کرد، واقعاً هم بدبخت بود، که در دلِ خوشبختی، نمی‌فهمید خوشبختی را. همین‌که در میان گاوهای شیرده که شیرشان را می‌دوشند نه شیرش را می‌دوشیدند و نه مجبور بود برای دانه‌ای گندم برای کسی تخم بگذارد. جنگل با تمام وسعت و زیبائی‌اش، جنگل است و زیبائی برای او فریبندگی و شکارچی خواهد آمد برای صیدش! اما کسی زشت ها را دوست ندارد، به خصوص سگ‌ها! همین‌که سگ‌ها و گرگ ها شکارش نکردند، برای اولین بار فهمید؛ خوب است که زشت‌ها را نمی‌خواهند شکارچیان.

مثلِ تمام چیزهایی که تمام می‌شوند، زمستانِ سرد هم تمام شد و جوجه اردک زشت دیگر قوی زیبائی شده بود، زیبا، بزرگ و نیرومند، و آموخت پرواز را، دیگر در آن اوج، حتی دست سگ‌ها هم به او نمی‌رسید. زشت بود، که اگر نبود، پیش از این که بال بگشاید و پرواز کند، طعمه‌ی گرگ‌ها و سگ ها شده بود. که اگر نبود، در طویله‌ بود و همدمش جوجه مرغ‌ها و خروس‌ها بودند. اما اکنون زیبا است!

دنیا همیشه پر از شکارچیان و سگ‌هائی است که برای زیبائی‌ات دندان تیز کرده‌اند. اگر جوجه اردک زشتی و احساس می‌کنی در میان مرغ و خروس‌ها به دنیا آمده‌ای، اگر تنها مانده‌ای، بدان و بدان که گاهی برای پرواز و رسیدن به حقیقت، برای ماندن، زشت باید بود. زشت باید بود تا بمانی، تا چشم ندوزند به تو سگ‌ها و گرگ‌ها، که بمانی، که بمانی و روزی، روزی در زمستانی سرد، بال بگشایی و پرواز کنی تا اوج قله‌ ها. با این همه بود‌ها، با این همه نیست‌ها، سردترین زمستان‌ها هم تمام خواهند شد، از تمام یافته هایت در میان داستان ها و افسانه ها، خوب می‌دانم، خوب می‌دانم که چقدر کم است، حجم این مرغداری برای وسعت بال‌های تو.