شارژ ایرانسل

فال حافظ

maseH : هر روز یه پیک، دو پک، سه پست، داستان!

معنای دوست داشتن واقعی

کلمات کلیدی :

 

خانواده فقیری در مزرعه ای کار و در کلبه کوچکی زندگی می‌کردند، کلبه آنها نه اتاقی داشت و نه آنچنان اسباب و اثاثیه‌ای. اعضای خانواده از برداشت محصولات مزرعه آن قدری گیرشان می‌آمد که فقط شکم‌شان را به سختی سیر کنند. اما سالی از سالها بدون هیچ علتی، محصول کمی بیشتر از حد معمول بدست آمد، در نتیجه کمی بیش از نیازشان پول بدست آوردند. روزی زن به نظرش رسید که از همه چیز بیشتر آینه نیاز دارند. از آنجایی‌که پول کافی برای خرید داشتند، آن را سفارش داد. یک هفته بعد سوار کاری بر اسب و بسته‌ای در دست سفارش را آورد.


زن اولین کسی بود که بسته را باز کرد و خود را در آینه دید. جیغ زد: جک، تو همیشه می‌گفتی من زیبا هستم، واقعآ زیبا هستم!؟ مرد آینه را بدست گرفت و در آن نگاه کرد لبخندی زد و گفت: تو همیشه می‌گفتی که من خشن هستم!؟ ولی من جذاب هستم. نفر بعدی دختر کوچک‌شان بود که گفت: مامان، چشم‌های من شبیه توست! در این اثنا پسر کوچک‌شان از راه رسید، او در خردسالی از قاطر لگد خورده بود و صورتش از ریخت افتاده بود. آینه را قاپید و فریاد زد: من زشتم!

در حالی که بشدت گریه می‌کرد به پدرش گفت: پدر، آیا من همیشه همین شکل بودم؟ پدر گفت: بله پسرم، همیشه. پسر کوچولو گفت‌: با این حال تو مرا دوست داری؟ پدر گفت: بله پسرم، دوستت دارم! پسر کوچولو: چرا؟ برای چی، مرا دوست داری؟ پدر: ما هر روز صبح وقتی صادقانه به درونمان نگاه می‌کنیم، می‌بینیم که زشت است، از خدا می پرسیم: آیا دوستم داری؟ او همیشه مهربان جواب می‌دهد: بله! و وقتی از او می‌پرسیم چرا دوستم داری؟ او می‌گوید: چون مال من هستی.