شارژ ایرانسل

فال حافظ

maseH : هر روز یه پیک، دو پک، سه پست، داستان!

درخشش سپید ماه

کلمات کلیدی :

 در صد کمی از انسانها نود سال زندگی می کنند مابقی یک سال را نود بار تکرار می کنند

در سرزمین پروانه ها، افسانه ای وجود دارد در مورد پروانه ای پیر. شبی وقتی که او هنوز بسیار جوان بود، با دوستانش پرواز می کرد، ناگهان سرش را بلند کرد و نوری سپید و شگفت انگیز را دید که از میان شاخه های درختی می درخشید. در واقع آن ماه بود. چون تمام پروانه ها سرگرم نور شمع و چراغ های خیابان بودند و همیشه به دور آنها می گشتند، قهرمان داستان ما و دوستانش متوجه ماه نشده بودند. با دیدن نور پیمانی ناگهانی و محکم در او پیدا شد و گفت: من هرگز به دور هیچ نور دیگری به جز ماه چرخ نخواهم زد.


هر شب وقتی پروانه ها از مکان های استراحت خود بیرون می آمدند و به دنبال نور حقیقت می گشتند، پروانه ما به سمت آسمان بال می گشود. ماه با این که نزدیک به نظـر می رسید، همیشه در ورای ظرفیت پروانه باقی می ماند. پروانه هرگز اجازه نمی داد که ناکامی بر او چیره شود در واقع تلاش های او هر چند ناموفق چیزی را برایش به ارمغان می آورد.

برای مدتی دوستان و خانواده و همسایگان و ساکنان سرزمین پروانه ها همگی وی را مسخره و سرزنش می کردند. اما همه با سوختن و خاکستر شدن در اطراف نورهای جزیی و در دسترس که انتخاب کرده بودند در مرگ از او پیشی گرفتند. ولی پروانه ی پیر با تجربه در زیر درخشش سپید و زیبای ماه، در سن بسیار بالا از دنیا رفت.