شارژ ایرانسل

فال حافظ

maseH : هر روز یه پیک، دو پک، سه پست، داستان!

چوانگ تسه : در انتظار خرگوش

کلمات کلیدی :

 

در قلمرو پادشاه سونگ، روزی مرد روستایی‌ به هنگام کار در کشتزار خرگوشی را دید که هراسان از صدای پای روستایی‌ به شتابِ مانند تیری از پس بوته‌یی برجست، به درختی برخورد، گردنش شکست و در جا سرد شد. روستایی، بی‌زحمت و رنج، روزیِ نامنتظر را برداشت و با خود به خانه برد.


از آن روز، روستاییِ نادان هر بامداد به کشتزار می رفت، زیر درخت، بر زمین می‌نشست و زانو در بغل می‌گرفت و انتظار می‌کشید. انتظار خرگوشی دیگر که از جایی بر جسته به درخت اثابت کند و گردنش بشکند، اما خرگوش دیگری به چنگ روستایی نیفتاد و خود اسباب خنده‌ی مردم شد او که در قلمرو پادشاه می‌زیست.