شارژ ایرانسل

فال حافظ

maseH : هر روز یه پیک، دو پک، سه پست، داستان!

یحیی برمکی

کلمات کلیدی :

 

روزی یحیی برمکی وزیر هارون الرشید دستور داد، شخص قلمتراشی را حاضر سازند تا چند قلم برای او بتراشد. مرد قلمتراش حاضر شد و قلمها را تراشید. یحیی نام خود را روی کاغذ به طور آزمایشی نوشت و دید قلم ها خوب تراشیده شده است، به او انعامی داد و قلمتراش رفت. زمان کمی از رفتن مرد نگذشته بود که بازگشت و گفت: جناب یحیی! قلمها را به من بدهید تا اصلاح و به شما برگردانم. قلمها را گرفت و سر آنها را شکست و پول وزیر را پس داد!


یحیی برمکی از او علت را سوال نمود. قلمتراش گفت: ترسیدم با این قلمهایی که من برای شما تراشیدم، حکم عزل صالحی و یا قتل بیگناهی را صادر کنید و در این کار من شما را یاری کرده باشم. من از خیر انعام شما گذشتم تا در این گناه، در روز جزا، شریک جرم شما نباشم.