شارژ ایرانسل

فال حافظ

maseH : هر روز یه پیک، دو پک، سه پست، داستان!

کریستین بوبن : دیوانه‌بازی

کلمات کلیدی :

 

داستان در دفتر تهیه‌کننده اتفاق می‌افتد. سینماگری جوان در آنجا ‏نعره‌زنان، روزنامه‌هایی را پاره می‌کند. فیلمش روی اکران آمده است و درباره‌ی آن ‏حرفی نمی‌زنند. یقین دارد توطئه‌ای در کار است، به علاوه بابت این موضوع، دلیل هم دارد. تهیه‌کننده لبخند زنان، درِ گنجه‌ای را باز می‌کند و یک بطری با دو گیلاس از آن بیرون می‌آورد. صبر می‌کند روزنامه‌ها ریز ریز شود، به خاک یا خمیر تبدیل شود تا دخالت کند: ولی دوست عزیز، در قضاوت‌تان اشتباه می‌کنید، ‏هیچ‌کس بدخواه شما نیست، برای این که بدِ شما را بخواهند، باید به شما توجه ‏کنند، و در این ماجرا منظورم فقط عالم سینما نیست، همه‌ی دنیاست. گوش‌تان با من ‏است دوست عزیز، همه‌ی دنیا.


در این دنیا هیچ‌کس به کسی توجه ندارد، هیچ‌کس ‏شما را شکنجه و آزار نمی‌دهد، به هذیان‌گویی خاتمه دهید. بی‌اعتنایی و تنبلی، فرض‌هایی مطمئن‌تر از بدخواهی هستند. این راست است که هیچ‌کس به فیلم شما ‏اهمیتی نمی‌دهد، ولی خواهش می‌کنم از این قضیه ماجرایی شخصی برای خودتان ‏درست نکنید. باز هم به شما می‌گویم، توطئه‌ای در کار نیست، فقط این است: ‏بی‌اعتنایی طبیعی، مشترک و ژرف. شما اگر قربانی آن شده‌اید، همگی ما هم قربانی هستیم، همان‌طور که همگی در عین حال مقصر هم هستیم. مواظب اعصاب‌تان باشید، دوست عزیز، بروید به سراغ فیلم آینده‌تان، بی‌آن که به روزنامه‌ها محل بگذارید، و نه به تماشاچی‌ها و نه حتی به تهیه‌کننده‌ها. همواره همین دو دشمن را خواهید داشت. همگی ما این دو دشمن را داریم، و اگر این همه قوی‌اند، به این دلیل است که ما کمک‌شان می‌کنیم: بی‌اعتنایی طبیعی، همگانی و ژرف. تنبلی طبیعی، همگانی و ژرف.