شارژ ایرانسل

فال حافظ

maseH : هر روز یه پیک، دو پک، سه پست، داستان!

تملق گویی و چاپلوسی

کلمات کلیدی :

 

روزی اعلی حضرت هردمبیل فرمانروای مادام العمر شهر هرت به منظور ارزیابی میزان سرسپردگی اطرافیان و سنجش رتبه آنان در مسابقه تملق گویی و چاپلوسی، رجال کشور را به ضیافت شاهانه میهمان کرد. او دستور داد تا در سرقلیان­ ها به جای تنباکو، مقداری سرگین و پهن اسب قرار دهند. میهمان­ ها همه از راه رسیدند و هر یک در جایگاه ویژه خود نشستند و مشغول کشیدن قلیان شدند! دود و بوی پهن فضا را پر کرد، اما رجال از بیم ناراحتی‌ شاه پشت سر هم بر نی قلیان پُک عمیق زده و با احساس رضایت دودش را هوا می دادند! گویی در عمرشان، تنباکویی به آن خوبی‌نکشیده اند!


در این بین شاه رو به آن ها کرد و گفت: سرقلیان ­ها با بهترین تنباکو پر شده اند، آن را حاکم همدان از پارس برایمان فرستاده است. همه از تنباکو و عطر آن تعریف کردند و گفتند: به راستی تنباکویی بهتر از این نمی‌توان یافت. شاه به رئیس نگهبانان دربار که پک‌های بسیار عمیقی به قلیان می­ زد گفت: تنباکویش چطور است؟ رئیس نگهبانان گفت: به سر اعلی حضرت قسم، پنجاه سال است که قلیان می‌کشم، اما تنباکویی به این عطر و مزه ندیده ام! شاه با تحقیر به آن ها نگاهی‌ کرد و گفت: مرده شویتان را ببرد که به خاطر حفظ پست و مقام، حاضرید به جای تنباکو، پِهِن اسب و الاغ بکشید و بَه‌‌‌ بَه‌‌‌‌‌‌ و چَه چَه کنید! در دلش می گفت: اگر شماها برای تداوم عمر ننگینتان به شاه خودکامه ای چون من نیاز دارید تا با تملق و چاپلوسی مرا بفریبید و موقعیتتان را حفظ کنید؛ من هم برای استمرار سلطه خود بر این مردم بیچاره به دولت مردانی، پست و فرومایه چون شما نیازمندم!