شارژ ایرانسل

فال حافظ

maseH : هر روز یه پیک، دو پک، سه پست، داستان!

احمد شاملو : افسانه ای چینی از جغد

کلمات کلیدی :

 

جغدی که به راهِ شرق می‌رفت، خسته و مانده از راه، در جنگلی فرود آمد. فاخته‌ یی که از خسته‌گیِ راه مانده بود پرسید: به کجا می‌روی؟ گویی به راه، شتاب بسیار داری. جغد گفت: آشیان و سرزمینم را وانهاده ام، به جانب شرق می‌روم تا آشیانی دیگر بنا نهم به دیاری دیگر.


فاخته‌  گفت: چه پیش آمده است که ترک یار و دیار بگویی؟ جغد گفت:  مردم سرزمین غرب مرا خوش نمی‌دارند، آواز مرا ناخوش می‌شمارند. فاخته گفت:  آه، اگر چنین است، دیگر ساختن آشیان، کاری بی‌نتیجه است. جغد گفت: چه باید کرد؟ فاخته گفت: آشیان را بگذار، آوازت را دیگر کن!