شارژ ایرانسل

فال حافظ

maseH : هر روز یه پیک، دو پک، سه پست، داستان!

داستان مرد نابینا

کلمات کلیدی :

روز جهانی عصای سفید مبارک!

بهنجارى عبارت است از دریافت درست از ابعاد وجودى خویشتن و واقعیت هاى هستى ... و نابهنجار بیشتر مبتنی است بر توانائی شخص در قضاوت بین درست و نادرست، آیا هر رفتاری که ما را به هدفمان برساند درست است؟ اما داستان امروز ...


مردی نابینا زیر درختی نشسته بود! پادشاهی نزد او آمد، ادای احترام کرد و گفت: قربان، از چه راهی میتوان به پایتخت رفت؟ پس از او نخست وزیر همین پادشاه نزد مرد نابینا آمد و بدون ادای احترام گفت: آقا، راهی که به پایتخت می رود کدام است؟‌ سپس مردی عادی نزد نابینا آمد، ضربه ای به سر او زد و پرسید:‌‌ احمق،‌ راهی که به پایتخت می رود کدامست؟ هنگامی که همه آنها مرد نابینا را ترک کردند، او شروع به خندیدن کرد. مرد دیگری که کنار نابینا نشسته بود، از او پرسید:‌ برای چه می خندی؟

نابینا پاسخ داد: اولین مردی که از من سوال کرد، پادشاه بود. مرد دوم نخست وزیر او بود و مرد سوم فقط یک نگهبان ساده بود. مرد با تعجب از نابینا پرسید: چگونه متوجه شدی؟! مگر تو نابینا نیستی؟ نابینا پاسخ داد: ‌رفتار آنها ... پادشاه از بزرگی خود اطمینان داشت و به همین دلیل ادای احترام کرد، ولی نگهبان به قدری از حقارت خود رنج می برد که حتی مرا کتک زد. او حتما باید با سختی و مشکلات فراوانی زندگی کرده باشد.