شارژ ایرانسل

فال حافظ

maseH : هر روز یه پیک، دو پک، سه پست، داستان!

ایتالو کالوینو : افسانه های ایتالیایی

کلمات کلیدی :

 

 

یکی بود یکی نبود. شبی بارانی مرد فقیری به اسم پیئترو که ماهیگیری می‌کرد، بدون اینکه حتی یک دونه ماهی بگیره، خسته برگشت خونه، زنش براش شام درست نکرده بود، ماهیگیر داستان ما گفت: تموم روز رفتم این‌ور و اون‌ور اما چیزی پیدا نکردم، پولی هم نداریم. زنش گفت: آخه چطوری سر بی‌شام زمین بذارم؟ آخه یه چیزی جور کن بخوریم. تو خونه هیچی نداریم. دلت می‌خواد، بریم به اون ‏مزرعه‌ای که کلم‌پیچ داره، کلم بچینیم!


پیئترو جواب داد: دزدی! ولی من نمیخوام دزدی کنم. زن گفت: پس گشنگی بکشیم. پیئترو گفت: اما، اگه مارو بگیرن؟ هر دو مونو با هم می برن ... زن گفت: برای اینکه ملتفت‌مون نشن، هرکدوم‌مون از یه طرف می‌ریم. پیئترو و زنش تصمیم‌گرفتند و به‌طرف اون مزرعه راه افتادند. اون از یه راه و زنش ‏از یه راه دیگه رفت.

پیئترو سرِ راهش به مردی رسید که روی نرده‌ی کنار جاده نشسته بود. پیئترو به خودش گفت: معلوم نیست این یارو اینجا چه می‌کنه! ازش پرسید: جوانمرد! اینجا چیکار می‌کنی؟ غریبه جواب داد: این‌جام تا به آدم‌ها یاد بدم که کار بد نکنند! پیئترو فکر کرد: وای، نکنه منظورش منم! غریبه اضافه کرد: و اگه کار بد کردند، به توبه دعوت‌شون کنم. ‏ حرف‌های اون به مذاق پیئترو خوش نیومد. حرف اونو قطع کرد و راه‌شو گرفت و رفت. اما حرف‌های غریبه مدام تو گوشش صدا می‌کرد. به مزرعه که رسید، سایه‌ی زنی رو دید که حرکت می‌کرد.

پیئترو گفت : صاحاب باغ! صاحاب باغ! پیئترو زد به ردیف درختها و چاله‌چوله‌ها و حصارها و پا گذاشت به فرار. همین‌طور که به اون حرف‌ها فکر می‌کرد، دوید به طرف خونه و تا رسید دید زنش هم رسیده خونه، دسته‌ی جارو رو ور داشت و به زنش گفت: آهان، ‏می‌خواستی دزدی کنم! زنه فریاد می‌کشید: رحم کن پیئترو! منو ببخش! نتونستم چیزی بچینم! صاحابش اومد و مجبور شدم فرار کنم.

پیئترو هم گفت: منم صاحاب باغ فراری داد! حالا منو می‌فرستی دزدی! من دیگه نمی‌خوام باهات زندگی کنم. و از خونه رفت بیرون تا اینکه تو راه، اون غریبه رو پیدا کرد. غریبه گفت: پیئترو صبر کن! حالا من حقیقت رو بهت میگم، بدون که تو زن صاحاب باغو ندیدی و زن تو هم مرد صاحاب باغو ندیده، اونجا فقط خود شما دو نفر بودین که همدیگه رو ترسوندین. ضمیر گناهکار شما نگذاشت همدیگه‌رو بشناسین. با من بیا تو به راهنمایی بیشتری نیاز داری و من معلم تو خواهم شد.