شارژ ایرانسل

فال حافظ

maseH : هر روز یه پیک، دو پک، سه پست، داستان!

لئو نیکلایویچ تولستوی

کلمات کلیدی :

 

 
 
 
 
 
روزی تولستوی در خیابانی راه می رفت که ناگهان به زنی تنه زد. زن بی وقفه شروع به فحش دادن و بد و بیراه گفتن کرد .بعد از مدتی که خوب تولستوی را فحش مالی کرد ، تولستوی کلاهش را از سرش برداشت و محترمانه معذرت خواهی کرد و در پایان گفت : مادمازل من لئو تولستوی هستم. زن که بسیار شرمگین شده بود ،عذر خواهی کرد و گفت : چرا شما خودتان را زودتر معرفی نکردید؟ تولستوی در جواب گفت: شما آنچنان غرق معرفی خودتان بودید که به من مجال این کار را نداد!