شارژ ایرانسل

فال حافظ

maseH : هر روز یه پیک، دو پک، سه پست، داستان!

در آغوش خداوند

کلمات کلیدی :

 

 

شبی از شبها مردی خواب عجیبی دید. او دید که در عالم رویا پا به پای خداوند روی ماسه های ساحل دریا قدم می زند و در همان حال در آسمان بالای سرش خاطرات دوران زندگی­اش به صورت فیلمی در حال نمایش است .او که محو تماشای زندگی­اش بود ناگهان متوجه شد که گاهی فقط جای پای یکنفر روی شنها دیده می­شود و آن هم وقت­های است که او دوران پر درد و رنج زندگی­اش را طی می­کرده است.


بنابراین با ناراحتی به خدا که در کنارش راه می­رفت رو کرد و گفت: پروردگارا. تو فرموده بودی اگر کسی به تو روی آورد و تو را دوست بدارد در تمام مسیر زندگی کنارش خواهی بود و او را محافظت خواهی کرد . پس چرا در مشکلترین لحظات زندگی­ام فقط جای پای یکنفر وجود دارد، چرا مرا در لحظاتی که به تو سخت نیاز داشتم، تنهام گذاشتی؟ خداوند لبخندی زد و گفت: عزیزم من دوستت دارم و هرگز تو را تنها نگذاشته­ام. زمان ­های که در رنج و سختی بودی، من تو را روی دستانم بلند کرده بودم تا به سلامت از موانع و مشکلات عبور کنی.