شارژ ایرانسل

فال حافظ

maseH : هر روز یه پیک، دو پک، سه پست، داستان!

هدیه روز مادر

کلمات کلیدی :

 

بچه ها دور هم جمع شده بودند و درباره هدیه ی روز مادر با هم صحبت می کردند. یکی از آنها گفت: من برای مادرم لباس زیبایی خریده ام. دیگری گفت: من هم دیروز با پدرم به بازار رفتم و یک انگشتر خریدم. در بین آنها دختر کوچکی بود که گفت: من برای مادرم یک مزرعه خریده ام! همه بچه ها خندیدند و حرف او را به شوخی گرفتند. فردا که مادر دختر کوچولو جعبه ی هدیه اش را باز کرد لبخند ی بر لبانش نقش بست: یک مشت دانه ذرت، یک مشت دانه آفتابگردان، یک مشت دانه لوبیا! و حاوی یادداشتی گوچک و زیبا ...


مادر عزیزم، وقتی چشم به جهان گشودم قلب کوچکم مهربانی لبخند، و نگاهت را که پر از صداقت و بی ریایی بود، احساس کرد. دیدم زمانی را که با لبخندم لبخند زیبائی بر چهره خسته ات نشست، و دنیایت سبز شد، و با گریه ام دلت لرزید و طوفانی گشت. از همان لحظه فهمیدم که تنها در کنار این نگاه پرمهر و محبت است که احساس آرامش و خوشبختی خواهم کرد ...

مادر نوعی نقش اجتماعی است. نقشی که معلوم نیست اکتسابی است یا ذاتی. فرزند بودن و دختر بودن نوعی نقش اجتماعی است با کارکردها و وظایف اجتماعی خاص خود که ذاتی است و هیچکس نقشی در آن ندارد. اما شغل هر فرد، نقشی اکتسابی است. معلوم نیست مادر بودن نقشی ذاتی است یا اکتسابی. شاید اکتسابی بودنش بچربد، اما شرایط اجتماعی و فیزیولوژیکی هر زنی را به مادر بودن و هر مردی را به پدر بودن می کشاند. در حقیقت مادر و مادری در حیطه تحلیل های جامعه شناختی نمی گنجد!