شارژ ایرانسل

فال حافظ

maseH : هر روز یه پیک، دو پک، سه پست، داستان!

مهاتما گاندی : چرا ترس از مرگ و مویه بر آن

کلمات کلیدی :

 

 

وقتی چنین نامه‌هایی به دستم می‌رسد که در هر سطرشان، ترس از مرگ و متعاقب آن، تقلید هجوآمیز پایبندی به اهیمسا (هندوئیسم، جین و بوداگرایی) هویدا است، به یاد این گفتگوی زیبا می‌افتم: تسوکونگ به کنفسیوس گفت: استاد، من خسته‌ام و دلم ‏استراحت و فراغت می‌خواهد. ‏آن مرد فرزانه در پاسخ گفت: در زندگی از فراغت خبری نیست. مرید پرسید: یعنی من هیچ‌گاه فراغت نخواهم یافت؟


کنفسیوس گفت: چرا، به این گورهای اطراف بنگر: برخی ‏باشکوه، بعضی معمولی. تو نیز در یکی ازآن‌ها فراغت خواهی یافت. تسو کونگ در جواب گفت: چه زیباست مرگ. حکیمان در آن، فراغت می‌یابند و دنیازدگان، بلعیده می‌شوند. کنفسیوس گفت: فرزندم، می‌بینم سخنم را درک کرده‌ای. مردمان زندگی را جز برکت نمی‌دانند، درنمی‌یابند که جز مایه‌ی فلاکت نیست. مردمان کهولت را مرحله‌ی سستی و ضعف می‌دانند، درنمی‌یابند که جز مایه‌ی آسودگی و راحت نیست. مردمان، مرگ را سیاهی و کراهت می‌دانند، درنمی‌یابند که جز فراغت نیست.