شارژ ایرانسل

فال حافظ

maseH : هر روز یه پیک، دو پک، سه پست، داستان!

همانقدر که دیدی!

کلمات کلیدی :

 

در بعد از ظهری گرم شیوانا قدم زنان از کنار درختی می گذشت. جوانی را دید که زیر سایه درخت دراز کشیده و خوابیده است. ناگهان با صدای قدم شیوانا، جوان هراسان از جا پرید و سر جایش نشست و نگاهی به شیوانا انداخت و لبخندی زد و دوباره دراز کشید که بخوابد.  شیوانا بالای سر جوان ایستاد و با لبخند پرسید: چه شد دوباره خوابیدی!؟ جوان چشمانش را نیمه باز کرد و پاسخ داد: خواب شیرینی می دیدم که درست در لحظه جالب آن از خواب پریدم. می خواهم دوباره بخوابم و دنباله آن را ببینم!


شیوانا پرسید: خوابی که دیدی راجع به چه بود؟ جوان پاسخ داد: یکی از آرزوهایم که در بیداری گمان نکنم به آن برسم در خواب به حقیقت پیوسته بود! شیوانا سری تکان داد و راه خود را گرفت تا برود و در همان زمان با صدای بلند خطاب به پسر گفت: فقط خواب نبین! خوابت را واقعی کن! آن رویای شیرین در خواب تو واقعی شد تا اتفاق افتادنش را باور کنی. از این به بعد نوبت توست که این باور را در زندگی واقعی به حقیقت تبدیل کنی. پس بی جهت با خوابیدن دوباره منتظر بقیه رویا نباش. بقیه رویا را باید خودت در بیداری بسازی.