شارژ ایرانسل

فال حافظ

maseH : هر روز یه پیک، دو پک، سه پست، داستان!

کتاب مقدس عهد عتیق : داستان آفرینش

کلمات کلیدی :

 

عهد عتیق بر خلاف معنایی که از کلمه عهد در زبان فارسی برداشت شده، به معنای دورهٔ کهن نیست. این عبارت به معنی دقیق به عهد و پیمانی اشاره می‌کند که خداوند با حضرت ابراهیم (درود و رحمت خداوند بر او) بست. مفهوم کلی این پیمان این بود که خداوند او را انتخاب کرد تا نخستین انسان پس از آدم باشد که با او ارتباط نزدیک برقرار می‌نماید و او نیز به خداوند ایمان آورد. خداوند همچنین وعده ازدیاد نسل را به وی داد که مدتی بعد توسط اسحاق عملی گردید.


در ابتدا، آسمانها و زمین‌ را آفرید و زمین‌ تهی‌، بایر و تاریک و روح‌ خداوند سطح‌ آبها را فرو گرفته بود‌. خدا گفت‌: روشنایی‌ بشود و روشنایی‌ شد و روشنایی‌ را دید که‌ نیکوست‌ و روشنایی‌ را از تاریکی‌ جدا ساخت‌ و روشنایی‌ را روز نامید و تاریکی‌ را شب‌. شام‌ بود و صبح‌ بود، روز‌ اول!

خدا گفت‌: فلکی‌ باشد در میان‌ آبها و آبها را از آبها جدا کند و خدا فلک‌ را ساخت‌ و آبهای‌ زیر فلک‌ را از آبهای‌ بالای‌ فلک‌ جدا کرد و چنین‌ شد و خدا فلک‌ را آسمان‌ نامید. شام‌ بود و صبح‌ بود، روز‌ دوم‌ !

خدا گفت‌: آبهای‌ زیر آسمان‌ در یکجا جمع‌ شود و خشکی‌ ظاهر گردد و چنین‌ شد و خشکی‌ را زمین‌ نامید و اجتماع‌ آبها را دریا و دید که‌ نیکوست‌  و گفت‌: زمین‌ نباتات‌ برویاند، علفی‌ که‌ تخم‌ بیاورد و درخت‌ میوه‌ای‌ که‌ موافق‌ جنس‌ خود میوه‌ آورد که‌ تخمش‌ در آن‌ باشد، بر روی‌ زمین‌ و چنین‌ شد و زمین‌ نباتات‌ را رویانید، علفی‌ که‌ موافق‌ جنس‌ خود تخم‌ آورد و درخت‌ میوه‌داری‌ که‌ تخمش‌ در آن‌ موافق‌ جنس‌ خود باشد و دید که‌ نیکوست‌، شام‌ بود و صبح‌ بود، روز‌ سوم‌!

خدا گفت‌: نیروها در فلک‌ آسمان‌ باشند تا روز را از شب‌ جدا کنند، برای‌ آیات‌ و زمانها و روزها و سالها تا بر زمین‌ روشنایی‌ دهند و چنین‌ شد. خدا دو نیر بزرگ‌ ساخت‌، نیر بزرگ را برای‌ سلطنت‌ روز و نیر کوچک را برای‌ سلطنت‌ شب‌، و ستارگان‌ را و آنها را در فلک‌ آسمان‌ گذاشت‌ تا بر زمین‌ روشنایی‌ دهند تا سلطنت‌ نمایند بر روز و شب‌، و روشنایی‌ را از تاریکی‌ جدا کنند. و دید نیکوست‌، شام‌ بود و صبح‌ بود روز چهارم‌!

گفت‌: آبها به‌ انبوه‌ جانوران‌ پر شود و پرندگان‌ بالای‌ زمین‌ بر روی‌ فلک‌ آسمان‌ پرواز کنند پس‌ نهنگان‌ بزرگ‌ آفرید و همة‌ جانداران‌ خزنده‌ را، که‌ آبها از آنها موافق‌ اجناس‌ آنها پر شد و همة‌ پرندگان‌ بالدار را به‌ اجناس‌ آنها و دید که‌ نیکوست‌ و آنها را برکت‌ داد‌، گفت‌: بارور و کثیر شوید و آبهای‌ دریا را پر سازید و پرندگان‌ در زمین‌ کثیر بشوند. شام‌ بود و صبح‌ بود، روز‌ پنجم‌!

گفت‌: زمین‌، جانوران‌ را موافق‌ اجناس‌ آنها بیرون‌ آورد، بهایم‌ و حشرات‌ و حیوانات‌ زمین‌ به‌ اجناس‌ آنها و چنین‌ شد پس‌ حیوانات‌ زمین‌ را به‌ اجناس‌ آنها بساخت‌ و بهایم‌ را به‌ اجناس‌ آنها و همة‌ حشرات‌ را به‌ اجناس‌ آنها و دید که‌ نیکوست‌ و گفت‌: آدم‌ را بصورت‌ ما و موافق‌ شبیه‌ ما سازیم‌ تا بر ماهیان‌، پرندگان‌، خزندگان، بهایم‌، بر تمامی‌ زمین‌ و همة‌ حشرات بر زمین‌ حکومت‌ نماید. آدم‌ را بصورت‌ خود آفرید، بصورت‌ خدا. ایشان‌ را نر و ماده‌ آفرید و او را برکت‌ داد و بدیشان‌ گفت‌: بارور و کثیر شوید و زمین‌ را پر سازید و در آن‌ تسلط‌ نمایید، بر ماهیان‌ دریا و پرندگان‌ آسمان‌ و همة‌ حیواناتی‌ که‌ بر زمین‌ می‌خزند، حکومت‌ کنید.

گفت‌: همانا همة‌ علف‌های‌ تخم‌داری‌ که‌ بر روی‌ تمام‌ زمین‌ است‌ و همة‌ درختهایی‌ که‌ در آنها میوة‌ درخت‌ تخم‌دار است‌، به‌ شما دادم‌ تا برای‌ شما خوراک‌ باشد و به‌ همة‌ حیوانـات‌ زمیـن‌ و به‌ همة‌ پرندگان‌ آسمان‌ و به‌ همة‌ حشرات‌ زمین‌ که‌ در آنهـا حیـات‌ است‌، هر علف‌ سبز را برای‌ خوراک‌ دادم‌ و چنیـن‌ شـد و هر چه‌ ساختـه‌ بـود، دیـد و همانـا بسیار نیکـو بود. شام‌ بـود و صبح‌ بـود، روز ششـم‌!