شارژ ایرانسل

فال حافظ

maseH : هر روز یه پیک، دو پک، سه پست، داستان!

برایان ال. وایس : تنها عشق حقیقت دارد

کلمات کلیدی :

 

 

نمى‌دانم آیا به تناسخ اعتقاد دارید یا خیر. روح انسان براى رسیدن به بهشت یا دنیاى برتر باید یک دوره تکامل را پشت سر بگذارد. این روح بارها و بارها به این دنیا مى‌آید و بر اساس رفتارى که هر بار پیش مى‌گیرید، به رده بالاتر یا پایین‌ترى سقوط مى‌کند. روح ابتدا زندگى نباتى را طى مى‌کند و پس از آن به زندگى حیوانى و سپس به زندگى انسانى مى‌رسد. در زندگى انسانى نیز روح ممکن است ده‌ها‌ هزار سال با بدن‌هاى مختلفى زندگى کند و همانطور که گفته شد در هر بار زندگى بر اساس رفتار خوب یا بدى که انجام مى‌دهد به درجه تکامل بالاترى مى‌رسد. اکثر ادیان الهى آن را رد کرده‌اند و بعضی آن را افسانه ای بیش نمی دانند.


شاید محکمترین پیوند شما با جفت روحی‌ای باشد که در طول زندگی فعلی شما به جسم نیامده باشد و از آن طرف مراقب شما باشد مثل یک فرشته نگهبان. این یک داستان غم‌انگیز نیست، بلکه مسأله یادگیری است. ما دائما عذر و بهانه ذهن را می‌شنویم؛ هنوز خیلی جوانم، به تجربه بیشتری نیاز دارم، هنوز آمادگی مستقر شدن را ندارم، مذهب تو فرق می‌کند یا نژاد، نسل، وضعیت اجتماعی، سطح شعور، سوابق فرهنگی و غیره، اینها همه عذر و بهانه است، زیرا روح، هیچیک از این ویژگی‌ها را ندارد.

ممکن است فرد همخوانی را شناسایی کند، یقیناَ جاذبه‌ای در کار است، اما سرچشمه این همخوانی ناشناخته است. تصور واهی است اگر باور کنیم که این اشتیاق، این شناسایی و جاذبه روح به آسانی با شخص دیگری هم یافت خواهد شد. شما هر روز با چنین جفت روحی آشنا نخواهید شد، شاید یکی دو نفر در همه عمر. در حقیقت همه این آشنایی ها در تقدیر انسانهاست، خودشان پیش می‌آیند. پس از آشنایی، قوه اختیار هر دو طرف حاکم می‌شود. اینکه چه تصمیمی بگیرند یا نگیرند موضوع همه ترسها و پیش‌داوریهای آن است.

ما انتخاب می کنیم که چه زمان به حالت مادی در بیاییم و چه زمان برویم. ما می دانیم چه موقع کاری را که به خاطرش به زمین فرستاده شده ایم، به انجام رسانده ایم. می دانیم چه وقت زمان تمام شده است و آنگاه مرگ را خواهیم پذیرفت. زیرا می فهمیم که از این دوره  زندگی چیز بیشتری عایدمان نخواهد شد. اگر فرصت باقی باشد، و زمان کافی برای استراحت و دوباره انرژی گرفتن روح گذرانده باشیم، اجازه خواهیم داشت بازگشت دوباره مان به جسم خاکی را انتخاب کنیم. آنها که تردید می کنند، که از بازگشتشان به زمین اطمینان ندارند، ممکن است فرصتی را که به آنها داده شده، از دست بدهند، فرصت انجام کاری را که در زمان قرار داشتن در حالت مادی، باید انجام می دادند.

اگر کاملا در حال حضور نداشته باشید، پراکنده می شوید و زندگی می گذرد. اینگونه است که احساس عطر، ظرافت و زیبایی زندگی را از دست می دهید. انگار که زندگی دارد به سرعت در پشت سر شما جریان می یابد. گذشته تمام شده است. از آن بیاموزید و بگذارید برود. آینده هنوز نرسیده است. برای آن برنامه ریزی کنید اما بیهوده نگران آن نباشید. نگرانی بی فایده است.

عشق پاسخ نهایی است. عشق یک نیروی خیالی نیست، بلکه یک انرژی واقعی یا طیفی از همه نیروهاست که شما می توانید در وجود خودتان ایجاد و حفظ کنید. فقط دوست بدارید و مهربان باشید. به این طریق کم کم خدا را در وجودتان لمس خواهید کرد. عشق را احساس کنید. همه اش درباره دوران زندگی و انرژی هاست، اینکه ما چطور از زندگیمان استفاده می کنیم که انرژی هایمان را کامل کنیم تا بتوانیم به دنیای بالاتری برویم. آنها درباره ی انرژی و عشق حرف می زنند و اینکه این هر دو یکی هستند اگر به الهامات درونی مان گوش کنیم عشق را بهتر می فهمیم. بخشش بسیار مهم است. همه ی ما آن جرمهایی را که دیگران را به ارتکابش محکوم می کنیم، خود مرتکب شده ایم، باید آنها را ببخشیم.

مردم اغلب در پشت عناوین حرفه ای و ظاهری شان پنهان می شوند پزشکان، وکلا، سناتورها و غیره عناوینی که تا پیش از بیست یا سی سالگی ما اصلا وجود نداشته اند. باید به یاد بیاوریم پیش از آن که عناوینمان را به ما عطا کنند، که بوده ایم. آنچه اهمیت دارد، با عشق خود را به دیگری رساندن و یاری دادن است، نه نتیجه کار. یکدیگر را دوست بدارید. نتیجه ی دوست داشتن یکدیگر و رسیدن به یکدیگر آن نتیجه ای نیست که دلتان می خواهد، یعنی منتفع شدن جسم. شما باید دل انسانها را شفا ببخشید.

درمان را با نتایج جسمانی نسنجید. درمان در سطوح مختلف انجام میگیرد، نه فقط در سطح جسم. درمان واقعی باید در سطح قلب به وقوع بپیوندد. افراد بهبود می یابند حتی اگر به زندگی های گذشته معتقد نباشند. اعتقاد درمانگر هم مهم نیست. خاطرات درک می شوند و علایم ناپدید می گردند. ما همه قدرتهای فرا روانشناسی داریم. ما همه کاهن هستیم. به سادگی فراموش کرده ایم. ما همه جلوه ای از خدا هستیم. خدا در درون ماست. ما نباید به وسیله ی نیروهای روانی منحرف شویم چون اینها فقط علائم میان راه هستند. ما نیازمند آنیم که الوهیت و عشق خود را با اعمال الهی بیان کنیم با خدمت کردن. اگر به عشق اجازه دهید آزادانه جاری شود٬ بر هر مانعی غالب خواهد شد.