شارژ ایرانسل

فال حافظ

maseH : هر روز یه پیک، دو پک، سه پست، داستان!

داستان فروتنی

کلمات کلیدی :

 

اردوان سومین پادشاه اشکانی، فرزند تیرداد یکم از بستر بیماری برخواسته بود با تنی چند از نزدیکان، کاخ را ترک گفت و در میان مردم قدم می زد به درمانگاه شهر که رسیدند پادشاه گفت: به دیدار پزشک خویش برویم و از او بخاطر آن همه زحمتی که کشیده قدردانی کنیم. چون وارد درمانگاه شدند، پادشاه کودکی را دید که پایش زخمی شده و  پزشک پایش را معالجه می نماید. مادر کودک که هنوز متوجه حضور پادشاه نشده بود  با ناله به پزشک می گفت: خدا پای فرزند شاه را اینچنین نماید تا دیگر این بلا را بر سر مردم نیاورد!


پادشاه رو به زن کرد و گفت: مگر فرزند شاه این بلا را بر سر کودکت آورده است؟ مادر با ترس گفت: آری. کودکم در میانه کوچه بود که فرزند پادشاه با اسب خویش چنین بلایی را بر سر کودکم آورد . پادشاه گفت: مگر فرزند شاه را می شناسی ؟ و زن گفت: خیر ، همسایگان او را به من معرفی نمودند . پادشاه دستور داد فریاپت را بیاورند پزشک به زن اشاره نمود که این کسی که اینجاست پادشاه است . زن فکر می کرد به خاطر حرفی که زده، او را به جرم گستاخی با تیغ شمشیر به دو نیم می کنند .

پسر شاه را آوردند و پدر به او گفت: چرا این گونه کردی؟ و فرزند گفت: متوجه نشدم و کودک را اصلا ندیدم . پدر گفت: از این زن و کودکش عذرخواهی کن . فرزند پادشاه روی به مادر کودک نمود و عذر خواست. پادشاه کیسه ایی زر به مادر داد و گفت: فرزندم را ببخش چون در مرام پادشاهان ایران ، زور گویی و اذیت خلق خویش نیست . زن با دیدن این همه فروتنی به گریه افتاد و گفت مرا به خاطر گستاخی خویش ببخشید . پادشاه در حالی که از درمانگاه بیرون می آمد گفت : فرزند من باید نمونه نیک رفتاری باشد. اندیشمند حکیم ارد بزرگ می گوید : پوزش خواستن از پس اشتباه، زیباست حتی اگر از یک کودک باشد. هیچ چیزی بالاتر و مهمتر از نیک رفتاری و فروتنی نیست .