شارژ ایرانسل

فال حافظ

maseH : هر روز یه پیک، دو پک، سه پست، داستان!

(طنز) دوست داشتن نوعی توانایی است

کلمات کلیدی :

بوی مردم خوب، همه جا پراکنده می شود مثل بوی گل

کشاورزی زنی نق نقو داشت که از صبح تا نصف شب همیشه در مورد چیزی شکایت می کرد. تنها زمان آسایش مرد وقتی بود که با قاطر پیرش در مزرعه به شخم زدن مشغول بود. روزی از روزها، وقتی که همسرش برای او ناهار آورد، کشاورز قاطر پیر را به زیر سایه ای راند و شروع به خوردن ناهار کرد. بلافاصله همسر نق نقو مثل همیشه شکایت و نق نق زدن را آغاز کرد. ناگهان قاطر با هر دو پای عقب لگدی به پشت سر زن زد و زن در دم کشته شد.


در مراسم تشییع جنازه، کشیش متوجه چیز عجیبی شد. هر وقت یک زن عزادار برای تسلیت گویی به مرد کشاورز نزدیک می شد، مرد گوش می داد و به نشانه تصدیق سر خود را بالا و پایین می کرد، اما هنگامی که یک مرد عزادار به او نزدیک می شد، او بعد از یک دقیقه گوش کردن سر خود را به نشانه مخالفت تکان می داد. پس از مراسم تدفین، کشیش از کشاورز داستان کارش را پرسید.

کشاورز گفت: خوب، این زنان می آمدند چیز خوبی در مورد همسر من می گفتند، که چقدر خوب بود، یا چه قدر خوشگل یا خوش لباس بود، بنابراین من هم تصدیق می کردم. کشیش پرسید: پس مردها چه می گفتند؟ کشاورز گفت: آنها میخواستند بدانند که آیا قاطر را حاضرم بفروشم یا نه!

نکته: دوست داشتن و عشق ورزی یک انتخاب نیست، بلکه نوعی توانایی و قابلیت است و تنها پس از رسیدن به مرزهای بالای اقتدار و بلوغ روانی می توان مهرورزی را به عنوان فلسفه زندگی برگزید.

نتیجه: اولین قدم در آزاد کردن حس دوست داشتن از هر گونه قید و شرطی این است که حقیقت وجود خود را دوست بداریم همانگونه که هست با ضعف ها و اشتباهاتمان تنها در این حالت ما می توانیم حس دوست داشتن نسبت به دیگران را به خوبی تجربه کنیم. قدم دوم این است که سعی کنیم درونیات و احساسات خود را مورد مطالعه قرار دهیم و در شرایط گوناگون تجربه کنیم که چگونه به سمت افکار و احساسات متفاوت کشانده می شویم در این حالت ما می توانیم تشخیص دهیم در چه وضعیتی دوست داشتن ما در بند قید و شرط است و در چه وضعیتی آزاد از هر گونه قید و شرطی است.