شارژ ایرانسل

فال حافظ

maseH : هر روز یه پیک، دو پک، سه پست، داستان!

دو همسفر

کلمات کلیدی :

 

دو دوست همسفر از کوهها و دشتها گذشتند تا به جنگلی پر درخت رسیدند کمی که در جنگل پیش رفتند صدای خرناس خرسی قهوه ایی و بزرگ را شنیدند صدا آنقدر نزدیک بود که آن دو از ترس گیج شده بودند یکی از آنها از درختی بالا رفت بدون توجه به دوستش و اینکه چه عاقبتی در انتظار اوست! دیگری که متوجه شد تنهاست خود را بر زمین انداخت، شنیده بود خرس ها با مردگان کاری ندارند . خرس نزدیک شد سرش را نزدیک صورت مسافر کرد و چون او را بی حرکت دید پس از کمی خیره شدن به او، راهش را گرفت و رفت . دوست بالای درخت پایین آمد و به دوستش که نشسته بود گفت: آن خرس به تو چه گفت!


خرس گفت: با دوستی همسفر شو که پشتیبان و یاورت باشد نه آنکه تا ترسید رهایت کند. به قول حکیم ارد بزرگ: دوستی تنها برآیند نیاز ما نیست، از خودگذشتگی نخستین پایه دوستی است.