شارژ ایرانسل

فال حافظ

maseH : هر روز یه پیک، دو پک، سه پست، داستان!

داستانک فقط دردش کم باشد

کلمات کلیدی :

 

پسرک کیف مدرسه را با عجله گوشه ای پرتاب کرد و بی درنگ به سمت قلک کوچکی که روی تاقچه بود، رفت. همه خستگی روزش را بر سر قلک بیچاره خالی کرد. پولهای خرد را که هنوز با تکه های خرد شده قلک قاطی بود در جیبش ریخت و با سرعت از خانه خارج شد. وارد مغازه شد. با ذوق گفت: ببخشید آقا ! یه کمربند می خواستم.


آخه ، آخه فردا تولد پدرم هست. مغازه دار میگه: به به. مبارکه. چه جوری باشه؟ چرم یا معمولی، مشکی یا قهوه ای. پسرک چند لحظه به فکر فرو رفت و گفت: فرقی نداره. فقط، فقط دردش کم باشه!