شارژ ایرانسل

فال حافظ

maseH : هر روز یه پیک، دو پک، سه پست، داستان!

موسی

کلمات کلیدی :

موسی پسر عمران پسر یصهر پسر قاهت پسر لاوی پسر یعقوب پسر اسحاق پسر ابراهیم.

بعد از معجزه ی رود نیل و گذر از آن معبر، مردم به سمت سر زمین موعود و بیت المقدس به حرکت درآمدند، قومی را دیدند که با خضوع مشغول پرستیدن بت ها هستند! افسانه پرستان و جاهلان بنی اسرائیل با دیدن این منظره از موسی درود و رحمت خداوند بر او، خواستند تا برای آنها نیز معبودی قرار دهد به وضوح! اما موسی آنها را سرزنش کرد و گفت: سرانجام آنها چیزی جز هلاکت نیست. سپس برای دریافت فرامین خداوند به کوه طور رهسپار شد، چون غیبت او بیشتر از آنچه که گفته بود طول کشید سامری از این غیبت و جهل دیگران سوء استفاده نمود و از زر و زیور زنان، گوساله ای درست کرد که با وزیدن باد صدای زیبایی از آن خارج میشد!


وی به موسی نسبت دروغ داد و گفت که او دیگر باز نمیگردد. بنابر این اکثر آنها را به آئین گوساله پرستی دعوت کرد! ممانعت و نصیحت های هارون نیز سودی به حال آنها نبخشید و حتی ممکن بود که در این راه کشته شود. موسی که از طریق وحی به عمل قومش پی برده بود با ناراحتی نزد آنان آمد و با آنان به مشاجره پرداخت. اما آنها سامری را مقصر اصلی معرفی نمودند. در این هنگام موسی برادرش هارون را سرزنش کرد و هارون در جواب گفت: من برای پرهیز از اختلاف و دو دستگی با آنها مبارزه نکردم تا بعدا مرا بازخواست نکنی.

موسی سامری را نیز به شدت سرزنش کرد و سامری در جواب گفت: به علت روئیت معبود، آئین بت پرستی برای من جالبتر است! از اینرو گروهی از بنی اسرائیل به نزد موسی آمدند و به موسی گفتند: ما به تو ایمان نمی آوریم مگر خدا را به ما نشان دهی! موسی از این داستان ناراحت شد و موعضه هایش نیز طبق معمول بی اثر ماند. سرانجام حضرت مجبور شد تعدادی از آنان را انتخاب و به کوه طور ببرد. از سوی یهوه به موسی وحی شد، در همان لحظه صاعقه ای بر کوه اصابت کرد! بر اثر صدا و زلزله ی وحشتناک همه هلاک شدند! و آن ذره ای از تجلی خدا بر کوه طور بود. موسی وقتی به هوش آمد به نیایش یهوه پرداختند و از یهوه درخواست لطف و بخشش و زنده شدن یاران را درخواست نمود، سپس همگی به همراه موسی به طرف مردم بازگشتند و حقیقت آنچه را که دیده بودند را برای مردم تعریف کردند.