شارژ ایرانسل

فال حافظ

maseH : هر روز یه پیک، دو پک، سه پست، داستان!

ایتالو کالوینو : سنگ تبدیل به نان می‌شود

کلمات کلیدی :

 

‏روزی استاد (عیسی مسیح) با حواریون در سفر بود، وسط بیابان گرسنه‌ می شوند اما نان و چیزی برای خوردن نداشتند. استاد گفت: هر کسی تکه سنگی بردارد. حواریون هر کدام سنگی برداشتند و پیئترو یک سنگ بسیار ریز برداشت و همه زیر فشار بار خسته بودند جز پیئترو که سبک بال می‌رفت.


به دهکده‌ای رسیدند. تلاش کردند قدری نان بخرند. اما نبود. بنابر این استاد گفت: تبرک‌تان می‌کنم و سنگ‌ها تبدیل به نان خواهند شد. چنین کرد و حواریون نان‌های بزرگی برای خوردن نصیب‌شان شد. اما پیئترو که سنگ‌ریزه را با خود برداشته بود، در دستش جز قطعه ی کوچک نانی نیافت و احساس کرد قلبش شکسته شده است. گفت: پس استاد، من چی بخورم؟ استاد گفت: برادر، چرا تو سنگ کوچک با خودت برداشتی؟ دیگران که پر بار می‌رفتند، نان فراوانی به دست آوردند.

دوباره راه را پی گرفتند و استاد بار دیگر گفت که سنگ بردارند. پیئترو این بار زرنگی کرد و سنگ بزرگی که به زحمت می‌توانست بلندش کند برداشت، در حالی که به زحمت گام برمی‌داشت، رفتند. اما دیگران با سنگ‌هایشان سبک می‌رفتند و استاد به حواریون گفت: حالا ما حسابی به پیئترو خواهیم خندید‏.  به دهکده‌ای رسیدند که پر از دکان‌های نانوایی بود و نان تازه از تنور بیرون می‌آوردند. حواریون سنگ‌هایشان را دور انداختند. سن‌پیئترو زیر بار سنگ، با دیدن آن همه نان چنان به‌خشم آمد که نخواست حتی از آنها بچشد.