شارژ ایرانسل

فال حافظ

maseH : هر روز یه پیک، دو پک، سه پست، داستان!

منصوره آرام فرد : بهشت درون

کلمات کلیدی :

 سیب زمینی!

معلم دبستانی به بچه های کلاس گفت: این هفته میخواهیم بازی کنیم، فردا هر کدام یک کیسه پلاستیکی بردارید و درون آن به تعداد آدمهایی که از آنها بدتان می آید، سیب زمینی بریزید و با خود به دبستان بیاورید. فردا بچه ها با کیسه های پلاستیکی به دبستان آمدند. در کیسه بعضی ها 2 ، بعضی ها 3 ، و بعضی ها 4 سیب زمینی بود. معلم به بچه ها گفت: تا یک هفته هر کجا که می روند کیسه پلاستیکی را با خود ببرند. روزها به همین ترتیب گذشت و کم کم بچه ها شروع کردند به شکایت از بوی سیب زمینی های گندیده.


به علاوه ، آن هایی که سیب زمینی بیشتری داشتند از حمل آن بار سنگین خسته شده بودند . پس از گذشت یک هفته بازی بالاخره تمام شد و بچه ها راحت شدند.معلم از بچه ها پرسید: از اینکه یک هفته سیب زمینی ها را با خود حمل می کردید چه احساسی داشتید؟ بچه ها از اینکه مجبور بودند ، سیب زمینی های بد بو و سنگین را همه جا با خود حمل کنند شکایت داشتند .آنگاه معلم منظور اصلی خود را از این بازی ، این چنین توضیح داد :

این درست شبیه وضعیتی است که شما کینه آدم هایی که دوستشان ندارید را در دل خود نگه می دارید و همه جا با خود می برید . بوی بد کینه و نفرت ، قلب شما را فاسد می کند و شما آن را به همه جا همراه خود حمل می کنید . حالا که شما بوی بد سیب زمینی ها را فقط برای یک هفته نتوانستید تحمل کنید :پس چطور می خواهید بوی بد نفرت را برای تمام عمر در دل خود تحمل کنید؟!