شارژ ایرانسل

فال حافظ

maseH : هر روز یه پیک، دو پک، سه پست، داستان!

هاچیکو

کلمات کلیدی :

 

در ژاپن سگ معروفی به نام هاچیکو بدنیا آمد که زندگی و منش او به افسانه ای از یاد نرفتنی بدل گشت. سگ سفید نری از نژاد آکیتا که در اوداته به دنیا آمد. در حقیقت زمانی که هاچیکو دو ماه داشت بوسیلۀ قطار اوداته به توکیو فرستاده شد. زمانی که به ایستگاه شیبوئی می رسد قفس حمل آن از روی باربر به پائین می افتد و آدرسی که قرار بود هاچیکو به آنجا برود، گم می شود و ادامه داستان.


او از قفس بیرون می آید و تنها در ایستگاه به این سو و آن سو می رود در همین زمان یکی از مسافران هاچیکو را پیدا می کند و با خود به منزل می برد و به نگهداری از او می پردازد.  این فرد پرفسور دانشگاه توکیو دکتر شابرو اوئنو بود. پرفسور به قدری به این سگ وابسته می شود که بیشتر وقت خود را به نگهداری از این سگ اختصاص می دهد.  دور گردن هاچیکو قلاده ای بود که روی آن عدد 8 نوشته شده بود. عدد هشت در زبان ژاپنی، هاچی بیان می شود و نماد شانس و موفقیت است. به این دلیل پرفسور نام او را هاچیکو می گذارد.  

منزل پرفسور در حومۀ شهر توکیو قرار داشت و هر روز برای رفتن به دانشگاه به ایستگاه قطار شیبوئی میرفت و ساعت 4 بر می گشت.  هاچیکو یک روز به دنبال پرفسور به ایستگاه می رود و هرچه شابرو از او می خواهد که او را به خانه برگرداند هاچیکو نمیرود و او مجبور می شود که خود، هاچیکو را به منزل برساند و از قطار آن روز جا می ماند. روز بعد در زمان بازگشت از دانشگاه با تعجب می بیند هاچیکو روبروی در ورودی ایستگاه به انتظارش نشسته! و با هم به خانه بر میگردند از آن تاریخ به بعد هر روز هاچیکو و پرفسور باهم به ایستگاه قطار میرفتند و ساعت 4 هاچیکو جلوی در ایستگاه منتظر بازگشت او می ماند!

دیگر تمام فروشندگان و حتی مسافران هاچیکو را می شناختند و با تعجب به این رابطه دوستانه نگاه میکردند. در سال 1925 دکتر شابرو اوئنو در سر کلاس درس بر اثر سکتۀ قلبی از دنیا میرود، آن روز هاچیکو که 18 ماه داشت تا شب روبروی در ایستگاه به انتظار صاحبش می نشیند و خانوادۀ پرفسور به دنبالش آمده و به خانه میبرندش اما روز بعد نیز مثل گذشته هاچیکو به ایستگاه رفته و به منتظر بازگشت صاحبش می ماند. هر بار که خانوادۀ پرفسور جلوی رفتنش را می گرفتند هاچیکو فرار میکرد و به هر طریقی بود خود را راس ساعت 4 به ایستگاه میرساند.  این رفتار هاچیکو خبرنگاران و افراد زیادی را به ایستگاه شیبوئی کشاند، و در روزنامه ها اخبار زیادی دربارۀ او نوشته شد و همه میخواستند از نزدیک با این سگ باوفا آشنا شوند.

هاچیکو خانوادۀ پرفسور را ترک کرد و شبها در زیر قطار فرسوده ای میخوابید، فروشندگان و مسافران برایش غذا می آوردند و او 9 سال هر بعد از ظهر روبروی در ایستگاه منتظر بازگشت صاحب عزیزش میماند و در هیچ شرایطی از این انتظار دلسرد نشد و تا زمان مرگش در مارچ 1934 در سن 11سال و 4 ماهگی منتظر صاحب مورد علاقه اش باقی ماند. وفاداری هاچیکو در سراسر ژاپن پیچید. در سال 1935 تندیس یادبودی روبروی در ایستگاه قطار شیبوئی از او ساخته شد. تا امروز تندیس برنزی هاچیکو همچنان در ایستگاه شیبوئی منتظر بازگشت پرفسور است.

 در زمان جنگ جهانی دوم تندیس تخریب شد و در سال 1947 دوباره تندیس جدیدی از هاچیکو در وعدگاه همیشگی اش بنا شد، اگرچه این بنا حالت ایستاده داشت و به زیبایی تندیس اول نبود اما یادبودی بود از وفاداری و عشق زیبای هاچیکو برای مردم ژاپن؛ در سال 1964 تندیس دیگری از هاچیکو همراه با خانواده ای که هرگز، انتظار و عشق اجازۀ داشتنش را به او نداده بود در اوداته روبروی زادگاه هاش بنا شد.  آقای جیتارو ناکاگاوا رئیس جمهور ژاپن انجمنی برای حفظ و پرورش نژاد آکیتا به وجود آورد و تندیسی به یادبود هاچیکو بنا نهاد. این حقیقت ی باورنکردنی از وفاداری بی حد سگی است که ثابت کرد عشق هرگز افسانه نیست و هیچگاه داستان وفاداری او فراموش نخواهد شد.