شارژ ایرانسل

فال حافظ

maseH : هر روز یه پیک، دو پک، سه پست، داستان!

فریب خویشتن!

کلمات کلیدی :

 

درویشی در حال عبور از دهکده ای، کودکان بازیگوش  به سوی او سنگ پرتاب می کردند! او به آنها گفت :این کار را نکنید ؛ چیزی به شما خواهم گفت که به سود شماست، پادشاه ضیافتی عمومی برای همه ترتیب داده است .کودکان بی معطلی به سوی قصر دویدند و درویش در رویای محو غذاهای لذیذ اما خیالی، مهمانی شده بود .وقتی به خود آمد کودکان را دید که از نظرش ناپدید می شدند . سپس خرقه اش را جمع کرد و به سرعت در پی آنان دوید و نفس زنان با خودش می گفت : بهتر است بروم و ببینم ؛ زیرا ممکن است آنچه که گفتم حقیقت داشته باشد. انسان موجود خیلی عجیبی است !او کارش را از فریفتن دیگران آغاز می کند و با فریفتن خود به پایان می رساند !