شارژ ایرانسل

فال حافظ

maseH : هر روز یه پیک، دو پک، سه پست، داستان!

خورشید در هاله‌ای از سرخی

کلمات کلیدی :

 

حضرت یحیی روزی به مسجد بیت‌المقدس وارد شد. رهبانان و علمای یهود را در لباس‌ها و کلاه‌های بلند مشاهد کرد، که در بیت مشغول عبادت بودند. با دیدن آنها نزد مادرش آمد و از او خواست تا برای او نیز جامه‌ای همانند آنان تهیه نماید تا به بیت درآمده و همراه علمای بنی اسرائیل به عبادت و ریاضت مشغول شود. ابتدا پدرش زکریا با درخواست او مخالفت ورزید. عقیده داشت، او هنوز بسیار خردسال است، اما یحیی از پدرش پرسید: آیا کسانی کوچکتر از من، دیده از این جهان فرو نبسته‌اند؟!‌


زکریا وقتی که شوق فرزند را دید از همسرش خواست، تا برای او لباسی همانند رهبانان تهیه نماید، مدتی از عبادت یحیی در بیت‌المقدس گذشت، تا آنکه از شدت عبادت و شب زنده‌داری لاغر و نهیف شد. ولی میان آن بزرگان از پارسایان، شایستگان و صلحا منصوب شد. رابطه تنگاتنگ او با خدا، مقامش را به جایی رساند که حضرت حق او را به داشتن شش خصلت برجسته ستود و بر او سلام فرستاد و او را زنده و حَصور (خویشتن دار) نامید.

سلام بر او در روزی که به دنیا آمد، روزی که می‌میرد و روزی که خورشید خاموش می شود و او زنده برانگیخته می‌شود. درود بر او که در کودکی به مقام نبوت رسید. او که در محاصره، غریزه‌ها و هوس‌های دنیایی به مرحله عالی زهد و پارسایی رسید. او که تورات را به مهربانی خواند برای هدایت.

در جهل و ناباوری آن زمان، هرودیس پادشاه هوسباز، دل خود را در گرو عشق آتشین هیرودیا، دختر زیبای برادرزاده اش نهاد و تصمیم به ازدواج با او گرفت. خلاف دستورات تورات. همین که خبر به یحیی پیامبر خدا رسید، آشکارا اعلام کرد که این ازدواج، نامشروع و مخالف دستورات خداوند است و من با چنین کار حرامی مبارزه خواهم کرد. سر و صدا و سخنان یحیی در تمام شهر پیچید و به گوش هیرودیا هم رسید.

هیرودیا که پیامبر خدا را مانعی در مقابل آرزوهای پلید خود می‌دید، تصمیم گرفت، ایشان را از سر راه خود بردارد. بنابراین، زیبایی خودش را دامی برای نفوذ در هیرودیس قرار داد. روزی هیرودیس به هیرودیا گفت: هر آرزویی داری، از من بخواه که آرزویت حتما برآورده خواهد شد. هیرودیا گفت: من سر یحیی را می‌خواهم! او نام ما را بر سر زبان‌ها انداخت و همه مردم را به عیب‌جویی ما نشاند، اگر می‌خواهی دل من آرام شود، باید او را بکشی. هیرودیس هم، بی‌درنگ جلوه ی حقیقت را کُشت و سر آن حضرت را در مقابل هیرودیای بدکار قرار داد!