شارژ ایرانسل

فال حافظ

maseH : هر روز یه پیک، دو پک، سه پست، داستان!

حکیم ابوالقاسم فردوسی : داستان گُردآفرید

کلمات کلیدی :

 

 بزرگداشت فردوسی

شناخت و درک و ارزش اسـطوره چنانچه در جوامـع ابتدایی بـا سخنانی تدویــن یافته آغاز شده که بی درنگ به چشم می آید؛ چنین پنداشته می شود که در این جوامع اسطوره بیانگر حقیقت مطلق است زیرا تاریخ را بازگو می کند یعنی الهامی ورا انسانی که در طلوع زمانی بزرگ، و مقدس، روی داده است. اسطوره واقعی و مقدس است به همین سبب سرمشق می شود در نتیجه تکرارناپذیر می گردد زیرا به مانند الگو عمل می کند.


در مرز توران و ایران، دژی به نام سپیددژ بود. گُژدَهَم، ایرانی و امیر سالخورده ای بر آن فرمان می‌راند و همواره در برابر دشمن پایداری می‌ورزید. گژدهم پیر، پسری به نام گُستَهَم و دختری به نام گردآفرید داشت. سهراب ناچار بود پیش از در آمدن به خاک ایران از این دژ بگذرد. در نبرد میان سهراب و هژیر،  فرماندۀ دژ، سهراب بر او پیروز می‌گردد. نخست می‌خواهد او را بکشد، اما او را اسیر کرد و راهی سپاهش نمود. آگاهی از این رویداد، دژنشینان را سراسیمه می‌سازد، گردآفرید چنان این را مایۀ ننگ می‌داند که بر آن می‌شود خود به نبرد او رود!

گُردآفرید نخستین شیرزن حماسه آفرین ایران، دلربا و چالاک، به میدان وارد می شود، سهراب در پی چالش به رزمگاه درمی‌آید، در برابر باران تیر گردآفرید، ناچار سپرش را به کار درمی‌آورد. وی جنگ‌کنان نزدیک گردآفرید می‌شود و نیزۀ او را می‌گیرد و با نیزه جامۀ جنگی او را می‌درد، گردآفرید شمشیر می‌کشد و با فرود آوردن آن، نیزۀ سهراب را می‌شکند! اما می‌بیند که توان رویارویی با سهراب را ندارد و می‌کوشد سوی دژ بگریزد. ولی سهراب به او می‌رسد و کلاهخودش را برمی‌گیرد. تازه می‌بیند که آن پیکارگر نه مرد، بلکه دختری زیباروی است.

گردآفرید به نیرنگ دست می‌یازد! و به سهراب می‌گوید: خوب نیست رزمندگان ببینند که وی در نبرد با دختری به چنین کوشش و رنجی گرفتار آمده و به او پیشنهاد می‌کند که همراهش به درون دژ برود و دژ در چنگ اوست.  سهراب که خیره زیبایی و چالاکی او شده بود، در دام شگرد گردآفرید می‌افتد. گردآفرید او را تا در دژ می‌آورد، سپس با چابکی بسیار به درون دژ می‌جهد و در را می‌بندد! سهراب بیرون می‌ماند! گردآفرید به بالای دژ می‌رود و ریشخندکنان فریاد می‌زند: بهتر است پیش از آن که رستم به اینجا برسد، همراه سپاهش به توران برگردد.