شارژ ایرانسل

فال حافظ

maseH : هر روز یه پیک، دو پک، سه پست، داستان!

داستان حضرت داوود درود و رحمت خداوند بر او باد

کلمات کلیدی :

 

بر آنچه مى گویند، صبر کن! یاد آور بنده ما داوود را که نیرومند بود و بسیار به خدا رجوع داشت . کوهها را به او مسخر کردیم که نزد او مجتمع گردند و همه دمساز او باشند و همه به سوى او رجوع مى کردند. پایه هاى ملک او را محکم کردیم و او را حکمت و فضل دادیم. روزی آزمودیم او را بوسیله ی مردانی. به بالاى دیوار محراب آمدند و از ایشان بیمناک شد، گفتند: مترس! ما دو متخاصم هستیم که بعضى بر بعضى ستم کرده . تو بین ما بحق داورى کن و ما را به راه راست رهنمون شو. این برادر من است که نود و نه گوسفند دارد و من یک گوسفند. او مى گوید این یک گوسفندت را در تحت کفالت من قرار ده ، و در کلامش مرا مغلوب مى کند. داوود گفت : او در این سخنش که گوسفند تو را به گوسفندان خود ملحق سازد، به تو ظلم کرده و بسیارى از شریکها هستند که بعضى به بعضى دیگر ستم مى کنند، مگر کسانى که ایمان دارند و عمل صالح مى کنند، این دسته بسیار کم اند.


داوود بدون اینکه از طرف مقابل بپرسد:  تو چه مى گویى ؟ و یا از مدعى مطالبه شاهد کند در قضاوت عجله کرد و علیه آن طرف و به نفع صاحب یک میش حکم کرد، و گفت : او که از تو مى خواهد یک میشت را هم در اختیارش بگذارى به تو ظلم کرده . خطاى داوود در همین بود که از رسم داورى تجاوز کرد. اى داوود، ما تو را جانشین خود در زمین کردیم ، پس بین مردم بحق داورى کن و به دنبال هواى نفس مرو، پنداشتند که ما با آنهایى که ایمان آورده و عمل صالح کردند و آنهایى که در زمین فساد انگیختند، یکسان معامله مى کنیم. این کتابى است که ما به سوى تو نازلش کردیم تا در آیات آن تدبر کنند و در نتیجه خردمندان متذکر شوند. داوود فهمید که ما با این صحنه او را بیازمودیم ، پس طلب آمرزش کرد و به رکوع درآمد و توبه کرد. ما هم خطاى او را بخشودیم و براستى او نزد ما تقرب و سرانجام نیکى دارد.