شارژ ایرانسل

فال حافظ

maseH : هر روز یه پیک، دو پک، سه پست، داستان!

خشم جهنمی، لبخند بهشتی

کلمات کلیدی :

 

 

راهبی با چشمانی بسته و در حال تفکر کنار جاده نشسته بود. ناگهان تمرکزش با صدای بلند شکشیر و سامورایی بهم خورد. انعکاس نور روی شمشیر می درخشید. سامورایی به راهب گفت: بهشت و جهنم را به من نشان دهید! راهب به سامورایی نگاهی کرد و لبخندی زد!


سامورایی از اینکه راهب بی­توجه به شمشیر اوست و فقط به او لبخند می­زند، برآشفته شد، شمشیرش را بالا برد تا گردن راهب را بزند! راهب به آرامی گفت: خشم تو نشانه­ی جهنم است! سامورایی با این حرف آرام شد، نگاهی به چهره راهب انداخت و به او لبخند زد. آنگاه راهب گفت: این هم نشانه‌ی بهشت!