شارژ ایرانسل

فال حافظ

maseH : هر روز یه پیک، دو پک، سه پست، داستان!

فیلیپ ژینیو : داستان اردا (قدیس) ویراف نامه

کلمات کلیدی :

 

چون شاه اردشیر بابکان به پادشاهی بنشست، نود دژخیم بکشت و جهان را از دشمنان خالی گردانید. سپس دستوران و موبدانی که در آنزمان بودند همه را پیش خواند و گفت: دین راست و حقیقت که ایزد تعالی به زرتشت گفت و در گیتی روا کرد مرا باز نمائید، تا من این کیش ها و گفت و گوی ها از جهان بر کنم و اعتقاد با یکی آورم. کس بفرستاد به همه ولایت ها، هر جایگاه که دانائی و یا دستوری بود همه را بدرگاه خود خواند. چهل هزار مرد بر درگاه انبوه شد. پس بفرمود، آنهایی که ازین داناترند کیستند؟


چهار هزار داناتر از آن جمله گزیدند. شاهانشاه را خبر کردند و گفت دیگر بار احتیاط کنید، دیگر نوبت از آن جمله، قومی که به تمیز و عاقل و افستا (اوستا) و زند (تفسیر و ترجمه) بیشتر از بردارند، جدا کنید. چهارصد مرد برآمد که ایشان افستا و زند بیشتر از بر داشتند. دیگر باره احتیاط کردند در میان ایشان چهل مرد بگزیدند که ایشان افستا جمله از بر داشتند. در میان آن جملگی، هفت مرد بودند که از اول عمر تا به آن روزگار که ایشان رسیده بودند، بر ایشان هیچ گناه پیدا نیامده بود و بغایت عظیم و پاکیزه در منشن، گوشن و کنشن، و دل در ایزد بسته بودند. بعد از آن هر هفت تن را به نزد شاه بردند. شاه فرمود که مرا میباید که این شک و گمان از دین برخیزد و مردمان همه بر دین اورمزد و زرتشت باشند، گفت و گوی از دین برخیزد چنانکه مرا، همه عالمان و دانایان را روشن شود که دین کدامست و شک و گمان از دین بیفتد تا دست از افسانه شویند.

بعد از آن ایشان پاسخ دادند که کسی این خبر باز نتواند دادن الا آن کسی که از اول عمر هشت سالگی تا بدان وقت که رسیده باشد هیچ گناه نکرده باشد و این مرد ویراف است که از او پاکیزه‌تر و مینو روشن‌تر و راستگوی‌تر کس نیست و این داستان اختیار بر وی باید کردن و ما ششگانه دیگر یزشن‌ها و نیرنگ‌ها که در دین از بهر این کار گفته‌است به جای آوریم تا ایزد عز و جل احوالها به ویراف نماید و ویراف ما را از آن خبر دهد تا همه کس به دین اورمزد و زرتشت بی‌گمان شوند و ویراف این کار در خویشتن پذیرفت و شاه اردشیر را آن سخن خوش آمد و پس گفتند این کار راست نگردد مگر که به درگاه آذران شوند و پس برخاستند و عزم کردند و برفتند و پس از آن، آن شش مرد که دستوران بودند از یک سویِ آتشگاه یزشنها بساختند و آن چهل دیگر سویها با چهل هزار مرد دستوران که به درگاه آمده بودند همه یزشنها بساختند و ویراف سر و تن بشست و جامه سفید در پوشید و بوی خوش بر خویشتن کرد و پیش آتش بیستد و از همه گناه‌ها پتفت بکرد! پس شاهنشاه اردشیر با سواران سلاح پوشیده، گرد بر گرد آتشگاه نگاه می‌داشت تا نه که آشموغی یا منافقی پنهان چیزی بر ویراف نکنند که او را خللی رسد و چیزی بدی در میان یزشن کند که آن نیرنگ باطل شود.

پس در میان آتشگاه تختی بنهادند و جامه‌های پاکیزه برافکندند و ویراف را بر آن تخت نشاندند و رویبند بر وی فرو گذاشتند و آن چهل هزار مرد بر یزشن کردن ایستادند و درونی بیشتند و قدری بر آن درون نهادند. چون تمام بیشتند یک قدح شراب به ویراف دادند و هفت شبانروز ایشان بدانجا یزشن می‌کردند و آن شش دستور ببالین ویراف نشسته بود سی و سه مرد دیگر که به گزیده بودند از گرد بر گرد تخت یزشن می‌کردند و آن تیرست و شصت مرد که پیشتر به گزیده بودند از آن گرد بر گرد ایشان یزشن می‌کردند و آن سی و شش هزار گرد برگرد آتشگاه گنبد یزشن می‌کردند و شاهنشاه سلاح پوشیده و بر اسب نشسته با سپاه از بیرون گنبد می‌گردید باد را آن جا راه نمی‌دادند وبه رجائی که این یزشن کنان نشسته بودند بهر قومی جماعتی شمشیر کشیده و سلاح پوشیده ایستاده بودند تا گروه‌ها بر جایگاه خویشتن باشند و هیچ کس بدان دیگر نیامیزند و آن جایگاه که تخت ویراف بود از گرد بر گرد تخت پیادگان با سلاح ایستاده بودند و هیچ کس دیگر را بجز آن شش دستور نزدیک تخت رها نمی‌کردند.

چو شاهنشاه درآمدی از آنجا بیرون آمدی و گرد بر گرد آتشگاه نگاه می‌داشتی. و بر این سختی کالبد ویراف نگاه می‌داشتی. یشتند تا هفت شبانروز برآمد. بعد از هفت شبانروز ویراف باز جنبید و باز زیید و باز نشست و مردمان و دستوران چون بدیدند که ویراف از خواب درآمد خرمی کردند و شاد شدند و رامش پذیرفتند و بر پای ایستادند و نماز بردند و گفتند: شاد آمدی اردا‌ویراف. چگونه آمدی و چون رستی و چه دیدی؟ ما را بازگوی تا ما نیز احوال آن جهان بدانیم. اردا ویراف واج گرفت، چیزی اندک مایه بخورد، پس بگفت این زمان دبیری دانا را بیاورید تا هرچه من دیده‌ام بگویم و نخست آن در جهان بفرستید تا همه کس را کار مینو ، بهشت و دوزخ معلوم شود و قیمت نیکی کردن بدانند و از بد کردن دور باشند. دبیری دانا بیاوردند و در پیش ارداویراف بنشست و نبشت آنچه بایستی بنگارد.