شارژ ایرانسل

فال حافظ

maseH : هر روز یه پیک، دو پک، سه پست، داستان!

ازوپ : خرس به تو چه گفت؟

کلمات کلیدی :

 

هنگام قصه گویی چه باید بکنیم؟ گوشه ای از اتاق را انتخاب کنید که کودکان بتوانند از آن جا مراسم قصه گویی را بشنوند و ببینند. یا در برابر آن ها بایستید و یا کنار آن ها بنشینید. پیش درآمد مناسبی را انتخاب کنید. اطلاعاتی درباره نویسنده به کودکان بدهید. یک رخداد مربوط به قصه را بیان کنید. یا کار خود را با یک پرسش آغاز کنید. با کودکان رابطه چهره به چهره برقرار کنید. این کار سبب می شود آن ها به شکل کامل تری درگیر قصه شوند. از صدای مناسب و آهنگ تاثیر گذار استفاده کنید. هنگام قصه گویی قدم بزنید یا مسیر حرکت خود را تغییر دهید تا نشانگر تغییر صحنه، شخصیت و دامن زدن به تعلیق یاشد. اگر نشسته اید  کمی به جلو و عقب خم شوید. پس از قصه گویی کمی مکث کنید و به شنوندگان خود فرصت بدهید درباره آن چه گفته اید عمیقا فکر کنند. 


روزی از روزها دو دوست با یکدیگر به جنگل رفتند. آنها سرگرم گفتگو و بگو و بخند بودند که ناگهان خرسی را مقابلشان دیدند. یکی از آن دو که به شدت ترسیده بود، به بالای درختی که آن نزدیکی ها بود رفت و در میان شاخه ها پنهان شد. آن دیگری که پائین درخت مانده و نتواسنته بود خود را به جائی برساند، ابتدا دست و پای خود را گم کرد ولی خیلی زود به خود آمد و روی زمین دراز کشید و خود را به مردن زد. خرس نزدیک شد و او را بو کرد و فکر کرد مرده است. راهش را کشید و رفت. چون خرس ها جانورانی را که خودشان نکشند را نمی خورند. بعد از رفتن خرس دوشتی که بالای درخت رفته بود، پائین آمد و گفت: خرس داشت با تو حرف می زد، راستی چی به تو می گفت؟ دوستش گفت: خرس به من گفت حواست را خوب جمع کن و از این به بعد با کسانی که هنگام خطر تو را تنها می گذارند و خودشان بالای درخت پنهان می شوند، دوست نشو.