شارژ ایرانسل

فال حافظ

maseH : هر روز یه پیک، دو پک، سه پست، داستان!

بن لوری : پاگُنده

کلمات کلیدی :

 

مردی در جنگل قدم می‌زند که ناگهان پاگُنده را می‌بیند. مرد فکر می‌کند یا حضرت فیل! پا گنده! پا گنده او را می‌بیند و در می‌رود. مرد مدتی طولانی پاگنده را در جنگل دنبال می‌کند. ساعت‌ها و ساعت‌ها تعقیبش می‌کند، سرانجام آنقدر به او نزدیک می‌شود که بپرد روی سرش. این کار را هم می‌کند. پاگنده تلپ روی زمین ولو می‌شود. مرد پاهای پا گنده را که می‌بندد فکر می‌کند، گرفتمش! گرفتمش! گرفتمش! پا گنده را گرفتم! تقریبا بلافاصله، آدم مشهوری می‌شود.


خبرنگاران تلویزیون به در خانه او می‌آیند. می‌گویند، از اینکه پاگنده را گرفتی چه احساسی داری؟ مرد می‌گوید: حس خوبی دارم. واقعا حس خوبی دارم. مردم می‌گویند، خیلی‌ها فکر نمی‌کنند، پاگنده وجود خارجی داشته باشد و بعد منتظر جواب می‌مانند. مرد می‌گوید، خب، حالا گمانم می‌دانند! همه می‌خندند و کف می‌زنند.