شارژ ایرانسل

فال حافظ

maseH : هر روز یه پیک، دو پک، سه پست، داستان!

ابوسعید ابوالخیر : پیروز نمی شوی اگر نیاغازی!

کلمات کلیدی :

 

روزی ابوسعید ابوالخیر قرار بود در مسجدی صحبت کند. مردم از همه روستاهای اطراف برای شنیدن سخنان او هجوم آورده بودند. داخل مسجد جایی برای نشستن نبود و عده ای هم در بیرون ایستاده بودند. شاگرد ابوسعید رو به مردم کرد و گفت: تو را به خدا هر کجا که هستید یک قدم پیش بگذارید! مردم قدمی پیش گذاشتند. سپس نوبت سخنرانی رسید. ابوسعید از سخنرانی خودداری کرد و گفت: در حقیقت من صحبتی ندارم!


اطرافیان حیرت زده علت را پرسیدند و گفتند: مگر می شود! این همه مردم برای شنیدن سخنان شما به اینجا آمده اند. ولی باز هم ابوسعید بر سر حرف خود ایستاده بود. او وقتی با اصرار اطرافیان مواجه شد گفت: همه ی حرفی که می خواستم بگویم، شاگردم زد. او گفت از جایی که ایستاده اید یک قدم پیش بگذارید و من نیز می خواستم این سخن را ظرف مدت یک ساعت در لا به لای سخنانم به مردم بفهمانم!