شارژ ایرانسل

فال حافظ

maseH : هر روز یه پیک، دو پک، سه پست، داستان!

سخن گنجشک و حضرت سلیمان

کلمات کلیدی :

 

حضرت سلیمان درود و رحمت خداوند بر او باد، گنجشکى را دید که به همسرش مى گفت: چرا از من دورى مى کنى و حال آنکه اگر بخواهم کاخ سلیمان را به نوکم گرفته و به دریا مى افکنم! سلیمان خندید و او را نزد خود فرا خواند و فرمود: آیا تو را یارى این کار هست که مى گویى؟


گنجشک گفت: مرد گاهى نزد همسرش خود را بزرگ جلوه مى دهد. عاشق بر آنچه مى گوید سرزنش نمى شود. حضرت به گنجشک ماده فرمود: چرا شوهرت را از خود مى رانى ؟ گنجشک ماده گفت: اى پیامبر خدا ! او دوست من نیست، ادعاى دوستى مى کند، زیرا غیر من دیگرى را نیز دوست دارد. سخن گنجشک ماده حضرت سلیمان را متاثر نمود و سخت منقلب گشت.  چهل روز از مردم کناره گرفت و از خداوند خواست که دل و آنجا که حقیقت به روشنی می درخشد فقط جایگاه خداوند باشد.