شارژ ایرانسل

فال حافظ

maseH : هر روز یه پیک، دو پک، سه پست، داستان!

ژان لویی فورنیه : آداب معاشرت

کلمات کلیدی :

 

اگر بنا باشد در همه حال از ادب استفاده کنیم، حتی در هوای ابری و بارانی، بدون تردید لب های زیادی را پر خنده خواهیم دید. در این حالت کسانی هم که همیشه سرجنگ و دعوا دارند، آرام و مهربان می شوند. یک متشکرم، یک خواهش می کنم، یک ببخشید، خیلی بیشتر از یک جلیقه ی ضدگلوله به درد می خورد.


بیشتر اوقات خشونت با یک جمله نسنجیده یا نامربوط مثل، اوووووه چه خبره! یا؛ اوووووه جلو پاتو نگاه کن! شروع می شود و بعد رگباری از کلمات درشت و خشن آغاز به باریدن می کند. مشت ها گره می شوند و مساله بیخ پیدا و سرانجام ممکن است کار به کلانتری یا درمانگاه بکشد. بنابر این، جوانک های نازنین و بی تجربه ی من! دختر و پسرهای پاک و بی گناهم! برای تان فرصت یادگیری کم بوده است و من چون صمیمانه دوستتان دارم، می خواهم ادب بیش تری را به شما بیاموزم.

خراب نکنید! پاره نکنید! خرابکاری نکنید! ویران نکنید! دست نزنید! به خاطر لذت شخصی تان، کثیف نکنید. به مبل و صندلی لگد نزنید! از لباس هایتان بخوبی نگهداری کنید! شکستن تلفن عمومی زورمندی نیست! اگر میل بی اندازه ای به نوشتن روی دیوار دارید، اول سعی کنید جلوی خودتان را بگیرید. اگر موفق نشدید و این هوس همچنان باقی بود، روی دیوارهای خانه های کهنه و خراب چیز بنویسید. شاید کسی برای آبادانی آن ها آستین ها را بالا زد. دیوارها هم حافظه دارند سعی کنید خاطره خوبی برای شان باقی بگذارید. یادتان باشد بعد از ما که قرار نیست دوباره طوفان نوح به وجود آید.

وقت غروب به خورشید شب بخیر بگوییم و فراموش نکنیم که به او بگوییم به امیددیدار. اگر به طبیعت صدمه زده ایم باید از آن معذرت بخواهیم. اگر بوی بد دهان همچنان مقاومت کرد. دهان تان را ببندید و ساکت باشید. بعد از فین کردن در دستمال، به آن نگاه نکنید و از همه مهم تر به دیگران نشان ندهید. امکان این که یک مروارید فین کرده باشید خیلی خیلی کم است.

والدین هم مانند دیگران هستند. می توان با آن ها هم همان احترام و حرمت را به جا آورد. خب چرا که نه! عاطفه در درجه ی اول اهمیت قرار دارد. قرار نیست به آن ها سلام نکنیم، شب بخیر نگوییم، خداحافظی نکنیم و معذرت نخواهیم. حتی گاه به گاه از آن ها تشکر نکنیم. مادر برای این مادر نشده که همه ی کارها را بکند. یادتان باشد که او مادر است نه آشپز. یادتان باشد که او مادر است نه خدمتکار. یادتان باشد که او مادر است نه اطوکش. یادتان باشد که او مادر است نه خیاط. یادتان باشد او نمی تواند در یک زمان در چند جا باشد و چند کار را با هم انجام دهد.

مدام نمی شود از بانک کیف مامان، تقاضای پول کرد! پدر و مادر عابر بانک نیستند! آن ها را در جریان رفت و آمدهای تان بگذارید. برای دعوت دوست یا دوستان تان از آن ها اجازه بگیرید. به حرف هایشان گوش دهید بدون این که از شدت حرص و عصبانیت به سقف نگاه کنید. در مقابل دوستان تان با آن ها تند حرف نزنید. آخر ممکن است دوستان تان ناراحت شوند! گاه کاری انجام دهید، آشپزخانه را تمیز کنید. ظرف ها را بشویید. فکر نکنید هر چه مال آن ها است، مال شما هم هست. آیا آن ها هرگز شلوار جین شما را می پوشند؟ وقتی پسر خانواده با اتومبیل به گردش می رود در یک روز پنج سال از عمر پدر کم شده و پنج سال به عمر ماشین افزوده می شود!

وقتی آدم می خواهد افکار و احساساتش را نظم ببخشد باید اول از نظم بخشیدن به اتاقش شروع کند. اگر چای می ریزید به دیگران هم تعارف کنید. وقتی صبحانه تمام شد، دست کم فنجان و استکان تان را بشویید و اگر آخرین نفر هستید، ظروف و لوازم صبحانه را جمع کنید. بعد از حمام گرفتن، یک دریا آب در کف حمام باقی نگذارید. وان و دستشویی را آب کشی کنید. در خمیر دندان را ببندید. قبل از رفتن به توالت دکمه ی شلوارتان را باز نکنید. سیفون را بکشید و صبر کنید تا نتیجه کار سیفون را ببینید و مطمئن شوید که کارکرد آن خوب است. قبل از وارد شدن به اتاق پدر و مادر در بزنید و به انتظار جواب بمانید. اگر در آپارتمان زندگی می کنید و باغ و باغچه ای ندارید، رنگ تلویزیون تان را پر رنگ کنید.

مدت هاست که دیگر کسی با دهان باز غذا نمی خورد. قبل از بزرگ ترها سر سفره یا میز ننشینید. یاد بگیرید بگویید چه خوشمزه است. می توان ران جوجه را با دست و انگشت خورد ولی نمی توان دست و انگشت جوجه را با ران خورد! اگر برای شام یک فلسطینی و ی صهیونیست را دعوت کرده اید آن ها را کنار هم ننشانید، وگرنه غذا را بر سر و روی هم پرتاب می کنند و سفره ی شما چرب می شود. سعی کنید خودتان میان آن ها بنشینید و اگر لازم شد یک کلاه کاسکت ضد ضربه با علامت U.N نیز بر سرتان بگذارید.

طنز تفکر برانگیز است و ماهیتی پیچیده و چند لایه دارد. گرچه طبیعتش بر خنده استوار است، اما خنده را تنها وسیله‌ای می‌انگارد برای نیل به هدفی برتر و آگاه کردن انسان به عمق رذالت‌ها. گرچه در ظاهر می‌خنداند، اما در پس این خنده واقعیتی تلخ و وحشتناک وجود دارد که در عمق وجود، خنده را می‌خشکاند و انسان را به تفکر وا می‌دارد. معمولا طنز اثری ادبی و با استفاده از وارونه سازی؛ ضعف‌ها و تعلیمات اجتماعی جوامع بشری را به نقد می‌کشد. حتما نباید اثر بوجود آمده در قالب داستان کوتاه یا فصه و افسانه شروع شود؛ یکی بود یکی نبود ... قصری بود، خانه ای بود ... اصولا قصه محصول ذهنیت جمع است، خالق مشخصی ندارد و با نقل پی در پی دستخوش تغییر می شود؛ و مردم بر روی آن اثر می گذارند اما داستان محصول ذهنیت فرد است. در حقیقت در این نوع نوشته که از نوع ساده و فانتزی است می توان نشانه های بسیاری دال بر حضور زندگی و ادب را مشاهده کرد.