شارژ ایرانسل

فال حافظ

maseH : هر روز یه پیک، دو پک، سه پست، داستان!

مهدی شریفی : (داستانک) نمک

کلمات کلیدی :

 

مرد و زن نشسته اند دور سفره. مرد قاشق را زودتر فرو می برد توی کاسه سوپ و زودتر می چشد طعم غذا را، و زودتر می فهمد که دستپخت همسرش بی نمک است. اما زن چشم دوخته به او تا مهر تایید آشپزی اش را از چشم های مردش بخواند و مرد که این قاعده را خوب بلد است، لبخندی می زند و می گوید: چقدر تشنه ام! زن بی معطلی بلند می شود و برای رساندن لیوانی آب به آشپزخانه می رود.


سوراخ های نمکدان سر سفره بسته است و به زحمت باز می شوند و تا رسیدن آب فقط به اندازه پاشیدن نمک توی کاسه زن فرصت هست برای مرد. زن با لیوانی آب و لبخندی روی صورت برمی گردد و می نشیند. مرد تشکر می کند، صدایش را صاف می کند و می گوید: می دونستی کتاب های آشپزی رو باید از روی دستای تو بنویسن؟ و سوپ بی نمکش را می خورد؛ با لبخند!

نتیجه اخلاقی: پروانه باید شد تا معنای پروانه را فهمید؛ کاش در زندگی چاله ای نباشد. بعضی ها در زندگی متفاوت هستند؛ در حقیقت با معرفت ترند. نرم و آرام و پهلوان بودن بهتر از سخت و خشن و قهرمان بودن است! متفاوت بودن به همین سادگی است. معرفتی آن سوی درس ها و مشق های آکادمیک. دقت کردید وقتی داریم گریه می کنیم همه می گویند ولش کن، بذار راحت باشه اما وقتی داریم می خندیم می گویند: چیه؟ اگه چیز خنده داری هست. بگو ما هم بخندیم. فقط خواستم بگویم: پشت لبخند آقایان و خانم ها چه حرف های زیبایی است حتی اگر نگویند؛ زندگی عشق است، عشق افسانه نیست.

درس امروز: داستان ها از فرهنگی به فرهنگی دیگر به طور گسترده تغییر شکل می دهند؛ اما انگاره های اصلی آن ها، به نحو شگفت انگیزی، یکسان اند. بسیاری از مردم شناسان، نتیجه گیری کرده اند که داستان ها مشکلات مشترک مردم به هنگام رویارویی با عالم، جامعه، والدین و اولاد سرچشمه می گیرد. چنین داستان هایی از تجربه ها، نگرش ها و مسایلی که بیشتر جهانی اند، ناشی می شود.

نتیجه از دیدگاه نویسنده: داستان از قدیمی ترین قالب های هنری است که پیشینه ی بسیار کهنی دارد. انسان ها آن را به صورت های گوناگون برای یکدیگر نقل و بازگو کرده اند. از زمان انسان های غارنشین تا به امروز. نویسندگان بسیاری با خلق آثار متنوعی پا به عرصه ی ادبیات داستانی نهاده اند؛ همواره انسان نیازمند خواندن و شنیدن داستان و انواع گوناگون آن بوده است. در هیچ عصری انسان بی نیاز از داستان نخواهد شد، زیرا داستان ها در زندگی انسان ها دارای جنبه های پندآموز و عبرت انگیز می باشند و به نوعی درس زندگی و تجربه ی بهتر زیستن را به انسان می آموزند. داستان کوتاه باید کوتاه باشد، اما این کوتاهی حد مشخص ندارد.

نتیجه از دیدگاه ادگار آلن پو: داستان کوتاه روایتی است که بتوان آن را در یک نشست (بین نیم ساعت تا دو ساعت) خواند. همه جزئیات آن باید پیرامون یک موضوع باشد و یک اثر را القا کند، یک اثر واحد را. در داستان کوتاه تعداد شخصیتها محدود است. فضای کافی برای تجزیه و تحلیل‌های مفصل و پرداختن به امور جزئی در تکامل شخصیتها وجود ندارد؛ معمولاً نمی‌توان در آن تحول و تکامل دقیق اوضاع و احوال اجتماعی را بررسی کرد. حادثه اصلی به نحوی انتخاب می‌شود که هر چه بیشتر شخصیت قهرمان را تبیین کند و حوادث فرعی باید همه در جهت کمک به این وضع باشند.