شارژ ایرانسل

فال حافظ

maseH : هر روز یه پیک، دو پک، سه پست، داستان!

کاتلین میلر : گل صحرا

کلمات کلیدی :

 

واریس به معنی گل صحراست. گل صحرا، در محیط های بی آب و علف می روید٬ جایی که کمتر موجود زنده ای می تواند در آن زنده بماند. گاهی اتفاق می افتد که یک سال هم در کشور ما باران نمی بارد. اما وقتی باران می بارد، گرد و خاک شسته می شود و معجزه رخ می دهد. گل ها ظاهر می شوند. آنها رنگ نارنجی مایل به زرد دارند و بسیار درخشان اند. به همین دلیل زرد، رنگ محبوب من بوده و هست.


چون کوچ نشین بودیم٬ دائم سفر می کردیم و هیچ گاه در یک محل بیش از سه یا چهار هفته نمی ماندیم. نیاز به مراقبت از حیوانات انگیزه ای بود برای این جا به جایی دائمی. ما برای زنده نگه داشتن حیوانات مان در جست و جوی غذا و آب بودیم و در آب و هوای خشک سومالی این ضروریات آسان به دست نمی آمد.

در فرهنگ ما تعطیلات قراردادی وجود ندارد٬ ولی در عوض بارانی که مدت ها در انتظارش می ماندیم٬ دلیل شادمانی ما می شد. در کشور من آب حکم کیمیا را دارد و جوهر زندگی است. در صحرا به آب احترام عمیقی می گذارند و هر قطره اش بسیار با ارزش است. من امروز هم به آب عشق می ورزم. کافی است به آن نگاه کنم تا شاد شوم.

در سومالی٬ همه ی چیز های ساده ی زندگی برای ما ارزش داشت. حتی به خاطر باران جشن می گرفتیم٬ چون نشانه ی این بود که آب داشتیم. چه کسی در نیویورک نگران آب است؟ شیر آب باز است و تو دنبال کار دیگری می روی، هر وقت که به آب نیاز داری فقط کافی است شیر آب را بازکنی٬ آب می آید. موضوع این است که وقتی چیزی را نداری٬ قدر آن را می دانی. ما چون چیزی نداشتیم٬ قدر همه چیز را می دانستیم.

سال ها پیش دختری ۱۲ ساله اهل سومالی و مسلمان، پای برهنه از زندگی صحرانشینی فرار کرد و خود را به شهر رساند. او سوار هواپیما شد٬ به لندن رفت و یک مدل مشهور شد! نام وی واریس دیری است. وقتی واریس فهمید که پدرش می خواهد او را به ازای ۵ شتر به عقد پیرمرد شصت ساله ای دربیاورد٬ تصمیم به فرار گرفت. واریس می دانست به این دنیا نیامده تا با شتر معاوضه شود و سال های جوانی خود را به بیوگی بگذراند.

واریس پس از فرار به شهر می رود، در خانه ی عمویش ساکن می شود٬ وقتی می فهمید که عمویش قصد برگرداندن او را دارد فرار می کند و خانه خواهرش را پیدا می کند. بعد از آنجا به خانه خاله اش در همان شهر می رود. سپس شوهر خاله اش که سفیر و ساکن لندن بود او را به لندن می فرستد.

واریس در لندن کار می کند و پول در می آورد. در آنجا توسط یک عکاس کشف می شود. تمام روزهای زندگی او با ماجرا و داستان هایی همراه است. وقتی شوهر خاله اش با خانواده قصد بازگشت به سومالی را دارند٬ او مدارکش را در باغچه خاک می کند و می گوید که می خواهد در لندن بماند و شاهد جدال کارگزاران بر سر مدل ها باشد.

همه آنچه بسیاری از ما از دنیای مد می دانیم بسیار اندک است. سالن های دراز و دخترانی با چهره های بی حالت و آرایش های عجیب و غریب که روی صحنه رژه می روند. هفته مد میلان، نیویورک، پاریس. چند هفته در سال. مدل ها روزهای سخت و پر کاری را می گذرانند. هفته های مد معمولا جزء اخبار تاپ سایت ها و خبرگزاری ها هستند.

واقعا این دختران لاغر، رنگ پریده، با صورت های زیبا و لباس های افسانه ای از کجای جهان به سالن های مد می رسند. اما واریس از کودکی از مشکلی جسمی رنج می برد، درد و رنجی کهنه که همیشه همراه او بود. ختنه! او فقط ۵ سال داشت. در نهایت واریس سفیر مخصوص سازمان ملل می شود و به مبارزه با ختنه ی زنان برمی خیزد. در حقیقت او هیچ گاه باور نمی کرد روزی به کشورش بازگردد و بعنوان مشهورترین مدل جهان، سخنگوی حقوق زنان آفریقا در سازمان ملل باشد.